ارزیابی و کنترل اجرای خط مشی

0

  ارزیابی و کنترل اجرای خط مشی

 ✍️ نویسنده:حمزه خواستار

با توجه به گستره اجرای خط مشی ها و همچنین سنجش‎گریز بودن دستاوردهای آن به خصوص در حوزه های غیر اقتصادی، پرسش اساسی میزان کارآمدی خط مشی ها همواره پیش روی دست‎اندرکاران خط مشی قرار دارد. بازنگری در اجرای خط مشی ها نیز مستلزم تدوین سازوکاری جامع، دقیق و قابل اتکا برای رصد وضعیت اجرای آنها است. این امر به ویژه در رابطه با خط مشی هایی که گروه های ذی نفع متعدد و همراه با خواسته ها و انتظارات متفاوت را در بر می گیرند اهمیتی دو‎چندان می یابد. ماهیت پیچیده بسیاری خط مشی ها نظیر سهمیه بندی جنسیتی ورود به دانشگاه و یا طرح امنیت اجتماعی نمونه ای از این موارد است با توجه به نقش آنها در مشروعیت دولت نزد عموم مردم، بررسی دقیق و جامع ابعاد آنها را ناگزیر می سازد.

کنترل اجرای خط مشی

پریکلس در یکی از سخن­رانی­های مشهور خود می گوید: هر چند که فقط عده معدودی می­توانند سیاست­گذاری کنند، ولی همه مردم توان داوری درباره آن سیاست گذاری را دارند. این بدان معناست که همه ما نمی توانیم حکومت کنیم و در مسئولیت تصمیم گیری باشیم، اما همه می توانیم در داوری عملکرد دولت شرکت کنیم. ما همه می توانیم نقش هموندان یک هیئت منصفه را بازی کنیم (پوپر، 1379: 21 ).

فرآیند سیاستگذاری از نگاه علم سیاست گذاری عمومی دارای چرخه ای چندمرحله ای شامل تهیه دستور کار سیاستی، شکل گیری خط مشی یا سیاستگذاری، اجرای خط مشی، ارزیابی خط مشی، تغییر خط مشی و در نهایت خاتمه خط مشی است.

به زعم خردگرایان ارزشیابی خط مشی عبارت است از اینکه آیا یک خط مشی به اهداف تعیین شده دست یافته است؟ ارزشیابی خط مشی از دیدگاه دیوید ناشمیاس بدین صورت تعریف می شود: بررسی عینی، منظم و تجربی آثار جاری خط مشی ها و برنامه های عمومی بر گروه های هدف تا آنجا که به اهداف مورد نظر مربوط می شود (هاولت و رامش، 1380: 270).  پس از اجرای خط مشی عمومی باید نتایج آن را در عمل مورد ارزیابی قرار دهیم تا اطمینان یابیم که اهداف و رسالت های تصمیم مورد نظر تحقق یافته است. ارزیابی اگر به درستی انجام گیرد به بهبود خط مشی عمومی به صورت پویا کمک کرده و فرایند خط مشی گذاری را دائما اصلاح می کند (الوانی و شریف­زاده، 1385: 120).

به طور کلی ارزیابی خط مشی های عمومی، مقایسه اهداف پیش بینی شده برای خط مشی و نتایج حاصل از آن است که به وسیله مراجع دولتی یا غیردولتی صورت می گیرد . به عقیده کارول ویس توجه به ارزیابی برای تعیین اعتبار و شایستگی برنامه ها و خط مشی های عمومی است .

به محض آنکه ضرورت پرداختن به یک مساله عمومی تشخیص داده شود، راه حلهای متفاوتی برای آن مطرح و از میان آنها تعدادی انتخاب می شود و به اجرا درمی آید. حکومت ها پس از این مرحله به ارزیابی چگونگی عملکرد خط مشی می پردازند. اعضای زیر نظام های خط مشی و سایر افراد ذینفع نیز به نوبه خود نحوه اجرا و آثار خط مشی را ارزیابی می کنند تا بتوانند در صورت لزوم از آن حمایت کنند یا به مخالفت با آن برخیزند یا خواستار تغییر آن شوند. بنابراین ارزشیابی خط مشی، فرایندی است که در آن مشخص می شود یک خط مشی در عمل از چه ابزارهایی استفاده کرده و درصدد تحقق چه اهدافی بوده است. عمق و دقت ارزیابی خط مشی به نظر کسانی بستگی دارد که دستور شروع آن را صادر کرده اند یا به اجرای آن متعهد شده اند (هاولت و رامش، 1380: 269).

در فرایند ارزیابی خط مشی به طور عمده دیوانسالاران و سیاستمداران دولتی مرتبط با آن خط مشی دخالت دارند. ارزیابی خط مشی عبارت است از بررسی عینی، منظم و تجربی آثار جاری خط مشی ها و برنامه های عمومی بر گروه های هدف تا آنجا که به منظور نظر مربوط می شود.

در ارزیابی خط مشی در خصوص نتایج مرتبط به خط مشی عمومی، کسب آگاهی صورت می گیرد. ارزیابی بدین گونه تعریف می شود:«ارزیابی خط مشی، سنجش اثربخشی کلی یک برنامه ملی در برآوردن اهدافش یا سنجش اثربخشی نسبی دو برنامه یا بیشتر در برآوردن اهداف مشترک می باشد». در ارزیابی خط مشی خود را متمرکز بر همه پیامدهای خط مشی عمومی می کنیم که همان اثر خط مشی[1] است.

اثر خط مشی با برون داد خط مشی مشابه نیست. در ارزیابی خط مشی ، به راحتی نمی توان فعالیت دولت را مورد ارزیابی قرار داد. برای مثال میزان پولهای صرف شده برای یک گروه هدف، واقعا معیار جامعی برای بررسی اثر یک خط مشی نمی باشد. آن صرفا معیاری از فعالیت دولت است که آن را برون داد خط مشی گویند. ما نمی توانیم با سنجش این که یک پرنده چند بار بال می زند ارضا شویم، ما باید بدانیم پرنده چه مسافتی را پرواز و طی می کند. در ارزیابی و سنجش اثر خط مشی باید تغییرات به وجود آمده در محیط و رابطه آنها را با معیارهای فعالیت دولت جستجو و پیدا کرد (گیوریان و ربیعی مندجین، 1384: 244).

روش های ارزیابی برنامه ها

ارزیابی های خط مشی را می توان به سه دسته کلی تقسیم کرد: ارزیابی اداری، ارزیابی سیاسی، و ارزیابی قضایی. این سه نوع از نظر شیوه و عوامل ارزیابی و آثار آنها با یکدیگر تفاوت دارند (هاولت و رامش، 1380: 272). اغلب دستگاه های دولتی اقدام به تلاش هایی برای سنجش اثربخشی برنامه هایشان می کنند. این بررسی ها یا بازنگری ها معمولا به صورت یکی از اشکال ذکر شده زیر صورت می گیرد:

  1. دریافت گزارش مستمر: این روش متداول ترین نوع بازنگری برنامه است. مدیران دولتی از مقامات اجرایی می خواهند که به ارائه مدرک (رسمی و غیررسمی) در خصوص اجرای برنامه ها، اقدام کنند. گزارشات مکتوب در دوره های مشخص به طور پیوسته توسط مجریان برنامه ارائه می گردد.
  2. بازدید ازمحل: در این روش مدیران دولتی یا مشاوران امین آنها می توانند از بخش های مورد نظر و مختلف بازدید کنند و نتایج برنامه ها را از نزدیک مشاهده و ارزیابی کنند.
  3. استفاده از معیارهای برنامه : در این روش کارآیی و اثربخشی برنامه ها با معیارهای که از قبل تعیین شده مقایسه می شود. این معیارها می توانند همانند یک میزان و ترازو و موفقیت برنامه ها را مشخص کنند. اطلاعاتی که توسط دستگاه های دولتی توسعه یافته است، به طور کلی معیارهای برون داد خط مشی را پوشش می دهد.
  4. مقایسه با استانداردهای حرفه ای: در برخی از عرصه های فعالیت دولت، انجمن های حرفه ای استانداردهای مناسبی را توسعه بخشیده اند. این استانداردها معمولا به عنوان سطح مطلوبی از برون داد در نظر گرفته می شوند.
  5. ارزیابی شکایات مردم: روش متداول دیگر برای ارزیابی برنامه، تجزیه و تحلیل شکایات مردم است. اما همه افراد به طور داوطلبانه به ارائه شکایات یا اخطارها در خصوص برنامه های دولتی، اقدام نمی کنند(گیوریان و ربیعی مندجین، 1384: 248-247).

ارزشیابی خط مشی مانند سایر مراحل فرایند خط مشی اقدامی سیاسی است. ساده لوحانه خواهد بود اگر تصور کنیم که ارزیابی خط مشی همواره درصدد آشکار ساختن آثار یک خط مشی است. در حقیقت، در برخی مواقع از آن برای پنهان کردن حقایق خاص استفاده می شود. حقایقی که بیم آن می رود دولت را در موضع ضعف قرار دهد. برای دولت این امکان نیز وجود دارد که از ارزیابی به نحوی استفاده کند که از آن خط مشی ، تصویر مطلوبتری به دست آید. برای کسانی هم که جزء دولت نیستند ارزیابی لزوما همیشه برای اصلاح یک خط مشی استفاده نمی شود، بلکه با انتقاد از خط مشی، اغلب کسب امتیاز سیاسی یا تقویت مواضع ایدئولوژیک مدنظر است.

برای کسب بهترین نتیجه از ارزشیابی خط مشی باید محدودیت های خردگرایی و نیروهای سیاسی که خط مشی را شکل می دهند به وضوح شناسایی شوند. شاید سودمندترین نتیجه ارزشیابی خط مشی نه در نتایج مستقیم آن، بلکه در فرایند یادگیری خط مشی باشد که ملازم با آن است. بازیگران خط مشی به طور مداوم از ارزشیابی های رسمی و غیررسمی خط مشی های خود نکات را می آموزند و مواضع خود را اصلاح می کنند. آموخته های آنها از ارزشیابیها هم بر حقایق عینی و هم بر تفسیرهای ذهنی از آن حقایق استوار است (هاولت و رامش، 1380: 272).

منابع

الوانی، سیدمهدی؛ شریف­زاده، فتاح. (۱۳۸۵). فرایند خط­مشی­گذاری عمومی. انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.

گیوریان، حسن؛ ربیعی مندجین، محمدرضا. (۱۳۸۴). تصمیم­گیری و تعیین خط­مشی دولتی. انتشارات یکان.

هاولت، مایکل؛ رامش، ام. (۱۳۸۰). مطالعه خط مشی عمومی (ترجمه عباس منوریان و ابراهیم گلشن). مرکز آموزش مدیریت دولتی.

پوپر، کارل ریموند. (۱۳۷۹). آزادی و مسئولیت روشنفکران (ترجمه کورش زعیم). انتشارات ایران مهر.

 

 

photo_2018-02-28_20-45-595555

 

به اشتراک گذاشتن.

درباره نویسنده

کاندیدای دکتری مدیریت دولتی- خط مشی گذاری و سیاستگذاری دانشگاه تهران، مشاور حوزه سیاستگذاری علم و فناوری، بودجه ریزی و فناوری اطلاعات

کامنت