بررسی وضعیت سازمان تأمین اجتماعی و ضرورت اصلاحات بنیادی در آن

0

بررسی وضعیت سازمان تأمین اجتماعی و ضرورت اصلاحات بنیادی در آن

(علل و اقدامات فوری مورد نیاز)

برای دریافت مطلب کلیک کنید.

نظام تأمین اجتماعی اساسی ترین پیشنیاز توسعه اقتصادی، اجتماعی و فره نگی در هر کشور تلقی شده و مهمترین اهرم برقراری عدالت اجتماعی در جوامع مدنی جهان به شمار می رود. ازاینرو همواره از جایگاهی ویژه و پوششی گسترده برخوردار بوده است. نظام تأمین اجتماعی ابزار استقرار امنیت، عدالت رفاه و ثبات اجتماعی است و توسعه پایدار هر کشور با کمّیت و کیفیت خدمات نظام تأمین ،اجتماعی اجتماعی رابطهای مستقیم دارد. در ایران نیز نظام تأمین اجتماعی به جهت تکلیفی که اصل بیست ونهم قانون اساسی بر دوش دولت گذارده است اهمیتی مضاعف مییابد. به موجب این اصل از قانون اساسی «برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، ازکارافتادگی، بی سرپرستی، درراهماندگی، حوادث و سوانح، نیاز به خدمات بهداشتی درمانی و مراقبتهای پزشکی به صورت بیم ه و غیره، حقی است همگانی. دولت موظف است طبق قوانین از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایتهای مالی فوق را برای یک یک افراد کشور تأمین کند. لذا همانگونه که مشاهده می شود حقوق تأمین اجتماعی به عنوان یکی ار حقوق قهری، عام و فراگیر و یکی از حقوق طبیعی شناخته در قانون اساسی که شامل مرور زمان نیز نخواهد شد، ریشه در مفهوم «برابری» دارد و از همین رو است که به عنوان یکی از حقوق نسل دوم حقوق بشر شناخته می شود.

نظام تأمین اجتماعی در کشور ما نظام گستردهای ست که سازمانها و صندوقهای متعددی وظیفه ارائه خدمات اجتماعی را برعهده دارند. در این بین سازمان تأمین اجتماعی بزرگترین صندوق از نظر تعداد مشترکان چه بهلحاظ بیمه بازنشستگی و چه بهلحاظ بیمه درمان به شمار می رود به نحویکه نشان از ، میلیون نفر را تحت پوشش خود دارد. این دامنه و گستره وسیع افراد تحت پوشش 42قریب اهمیت توجه به مسائل و مشکلات این سازمان دارد. لذا در این گزارش سعی شده است وضعیت سازمان تأمین اجتماعی به تصویر کشیده شود و در این خصوص به چند سؤال مهم پرداخته شده است:

  1. وضعیت شاخصهای اصلی سازمان چگونه است و تا چه حد نشاندهنده بحران است؟
  2. اگر بحران وجود دارد تا چه حد است؟
  3. علل بحران چیست؟
  4. فرصت برای اصلاح چقدر است؟
  5. راهکار های حل بحران چیست؟

بررسیها نشان می دهد این سازمان در آینده نزدیک با بحرانهای جدی مواجه خواهد شد. کاهش نرخ تولد از یکسو و افزایش سن افراد ازسوی دیگر، منجر به افزایش چشمگیر میزان جمعیت بازنشستگان شده است. پیشی گرفتن رشد مصارف نسبت به منابع در سازمان تأمین اجتماعی هم به عنوان چالش و هم به عنوان پیامد سایر چالشها مشهود است. کسری نقدینگی به طور جدی از سال در سازمان دیده می شود که عمدتاً پیامد طرحها و برنامههای حمایتی و عدم پرداخت مطالبات 1342 سازمان توسط دولت بوده است. رشد سریع تعداد مستمریبگیران به تعداد بیمهشدگان و کاهش نسبت شکاف 1411 پشتیبانی موجب افزایش مصارف نسبت به منابع در سازمان گردیده است. این امر تا سال منابع و مصارف سازمان را بازتر و عمیقتر خواهد کرد. به ویژه آنکه غالب ورودیهای سالهای اخیر ریسکهای پرخطر گزینشی بودهاند، که سریعاً به دایره خروجیهای سازمان وارد و در حوزه مصارف سازمان تأمین اجتماعی قرار گرفتهاند. اگرچه این کسری در طی چند سال اخیر توسط تزریق منابع مالی حاصل از سود سرمایهگذاریها و تسهیلات اخذ شده از بانکها تأمین اعتبار شده است، اما سازمان هم بهلحاظ تأمین نقدینگی و هم بهلحاظ اندوختهگذاری با شرایط بحرانی مواجه است. بحرانی را تصور کنید که بیش از نیمی از جمعیت کشور را دربر گیرد. سلامتشان را در محرز آسیب قرار داده، سرمایه اندوخته آنها آسیب جدی دیده،درآمدهایشان قطع شده و امید آنها به تأمین آینده مخدوش شود. چنین بحرانی چه تبعاتی برای کشور به همراه خواهد داشت؟ آنچه موجب شده تهدید ملی تأمین اجتماعی در ایران در اولویتهای نظام نباشد این است که تصور می شود، این تهدید در آتیه بسیار دور به وقوع خواهد پیوست یا دولت توان اقتصادی مداخله و مدیریت آن را خواهد داشت. حال آنکه در این گزارش تشریح می گردد که اولاً احتمال ورشکستگی مالی سازمان تأمین اجتماعی در یک دهه آتی بسیار بالاست و ثانیًا اندازه بحران به قدری است که دولت نیز توان مداخله اقتصادی را نخواهد داشت. اگر بخواهیم مثالی درخصوص وسعت بحران پیش رو بزنیم هزار مستمریبگیر صندوق بازنشستگی فولاد را با بیش از 5 میلیون مستمریبگیر 77 میتوانیم تعداد در ده سال آتی سازمان تأمین اجتماعی مقایسه کنیم که فقط اعتبار مورد نیاز جهت پرداخت حقوق و هزار میلیارد تومان خواهد شد .از طرف دیگر گستردگی 41 مزایای بازنشستگی آنها به بهای امروز بالغ بر پوشش جغرافیایی و تنوع اقشار تحت پوشش آن سازمان است که میتواند زمینه ناآرامیهای اقتصادی و اجتماعی گسترده در کشور را پدید آورد. هرچند هیچ راهکار فوری و سریع برای حل مشکل سازمان تأمین اجتماعی وجود ندارد اما نیاز به اقدام فوری در این زمینه داریم. در این شرایط ضروری است در سازمان تأمین اجتماعی به سرعت نسبت به اجرای اصلاحات سیستماتیک، پارامتریک، ساختاری و فنی و اجرایی اقدام شود .از نظر زمانبندی اجرایی این اقدامات را میتوان به دو گروه اقدامات فوری و میانمدت تقسیم کرد. در اقدامات فوری مواردی چون اصلاح در مدیریت و کارکرد سازمان تأمین اجتماعی، پرهیز دولت از دخالت در امور صندوق، درج بودجه صندوق در بودجه عمومی کشور، کاهش هزینههای اجرایی، تعیین تکلیف بخش درمان، شفافسازی (اطلاعرسانی به بیمهشدگان و انتشار گزارش عملکرد به طور منظم و دورهای، رسیدگی به موقع به درخواستها و شکایات و…)، جلوگیری از تولید و انباشت بدهیهای دولت، لغو تدریجی و پلکانی معافیتهای بیمهای، برقراری سه جانبهگرایی واقعی، اجتناب از تصویب قوانین مغایر با اصول بیمهای و کاهش انگیزه ، تعهدآور، افزایش سن و سابقه لازم بازنشستگی برای بیمهشدگان جدید و افزایش انگیزه ادامه کار بازنشستگی برای بیمهشدگان فعلی، تبدیل بیمههای اختیاری به بیمههای اجباری و نیمه اجباری و اعمال اصلاحات پارامتریک برای بیمهشدگان جدید قابل ذکر است. در بخش اقدامات میانمدت نیز راهکارهایی چون اصلاح نظام سرمایهگذاری در سازمان، جلب اعتماد سیاستگذاران، ایجاد شناسه یکسان تأمین اجتماعی برای تمام ایرانیان، تهیه و تدوین و ابلاغ اصول و حذف تمامی معافیتهای کارفرمایی، اصلاح شیوه سرمایهگذاری، وضع ، سیاستهای کلی تأمین اجتماعی قواعد دقیق جهت سرمایهگذاری، سرمایهگذاری در سهام خارجی، حذف تمامی قوانین تعهدآور قبلی، افزایش سن بازنشستگی بهصورت تدریجی، تغییر شیوه پرداخت مستمری، افزایش تدریجی طول دوره مبنای محاسبه مزایای مستمری، کاهش ضریب تعلق (انباشت) محاسبه مستمری، بازنگری در شرایط مستمری (بازنشستگی، ازکارافتادگی و بازماندگان) و یکسانسازی آنها در صندوقهای بازنشستگی پایه، برقراری ارتباط بین شغل و ازکارافتادگی و تجدیدنظر در درصد ازکارافتادگی باتوجه به شغل بیمه شده، اصلاح قانون بیمه بیکاری و تشکیل صندوق بیکاری (غیرمشارکتی)، فراهمسازی امکان استفاده از بازنشستگی زودهنگام با لحاظ منطق محاسبات بیمهای، اعمال جریمه بر بازنشستگی های پیش از موعد بهمنظور ایجاد انگیزه به ماندن نیروی کار، تنظیم مزایای بازماندگان، کاهش سطح تعهدات تضمینی دولت، برقراری نظام چند لایه و برقراری بیمه مکمل بازنشستگی مؤثر است.

مرکزپژوهش‌های مجلس شورای اسلامی

به اشتراک گذاشتن.

درباره نویسنده

کاندیدای دکتری مدیریت دولتی- خط مشی گذاری و سیاستگذاری دانشگاه تهران، مشاور حوزه سیاستگذاری علم و فناوری، بودجه ریزی و فناوری اطلاعات

کامنت