مقاله:بورس جهل مرکب ؛ نگاهی بر بیزینس کنکور

0

بورس جهل مرکب ؛ نگاهی بر بیزینس کنکور

(مدت زمان مطالعه :9 دقیقه)

همواره یکی از مهمترین اهداف توسعه اقتصادی، ایجاد اشتغال و غلبه بر انواع بیکاری اشکار و پنهان است. یکی از جذابترین شیوه های ایجاد اشتغال نیاز به ویژه در کشورهایی که از سیستم آموزش عالی نسبتاً قابل قبول و توسعه یافته برخوردارند، توسعه اقتصاد دانش است. البته امروزه، اقتصاد دانش به شدت به توسعه زیرساختهای فناوری اطلاعات و دسترسی به منابع علمی معتبر متکی است. توسعه اقتصاد دانش محور و افزایش ارزش افزوده محصولات نرم افزاری، یکی از بهترین استراتژی های توسعه اشتغال در کشور محسوب می شود. در تمهید این مهم،مدیریت استعدادها و منابع انسانی مقدمه ای ضروری برای نیل به اقتصاد دانش محور است.

?منظور از منابع انسانی در سطح ملی، همه منابع انسانی موجود و همه ظرفیتهای منابع انسانی قابل توسعه در آینده اند. منابع انسانی یکی از مهمترین عوامل توسعه هر کشورند که در صورت هدایت صحیح، بسیاری از متغیرهای توسعه را تحت تأثیر خود قرار می دهند و در صورت انحراف، به مانع اصلی توسعه تبدیل می شوند. انسانهای امیدوار و خردمند، سرمایه اصلی توسعه و تحول امور کشور خویشند؛ در حالی که انسان های ناامید و فاقد دانش، از مهمترین عوامل انحطاط جوامع محسوب می شوند. با مطالعه سیر توسعه کشورها، ملاحظه می شود که یکی از وجوه مشترک مؤثر بر فراگرد توسعه آنها، توسعه انسانی بوده است. توسعه انسانی ناگزیر همه جنبه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی توسعه را در بر می گیرد و به نوعی، به مفهوم توسعه همه جانبه نزدیک می شود.

آموزش برنامه ریزی شده نیروی انسانی در رشته های تحصیلی مورد نیاز جامعه، از جمله مهمترین شاخص های توسعه انسانی است. افزایش تعداد افراد تحصیل کرده بیکار، گواه صریحی بر بی برنامگی خرده سیستم های آموزشی جامعه است. نکته مهم این است که هنگام آموزش نیروی انسانی، باید نیازهای آینده جامعه مدنظر قرار گیرند؛ در حالی که نیازهای آینده به سادگی قابل برآور نیستند. زیرا همه فعالیت ها، برنامه ها، پروژه ها و طرح های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت بخش های خصوصی و دولتی در دهه های آینده، بر میزان این نیاز تأثیر می گذارند. چنین وضعیتی بر ضرورت انعطاف پذیر ساختن برنامه ریزی آموزشی تاکید دارد. بدین ترتیب، مطلوب تر آن است که نیروهایی پروردہ شوند که بتوانند با دوره های کوتاه مدت مکمل، از عهده کارها وظایف متنوعی برآیند؛ برای مثال، هنگامی که مشخص نیست مهندسان شیمی مورد نیاز یک سازمان باید در چه تخصصی و چه گرایش ویژه ای مشغول به کار شوند، مطلوب آن است که نیروی انسانی مورد نظر صرفاً در قلمرو عمومی مهندسی شیمی آموزش داده شود تا هنگام عمل، در صورت نیاز، برای ایشان دوره های تخصصی مکمل مهندسی شیمی برگزار گردد. بحث بر سر این است که یک جامعه بالغ، فقط هنگامی در حوزه های تکنیکی و فنی هزینه می کند که بهره وری هر واحد هزینه در آینده، روشن باشد. نکته مهم این است که نیروی انسانی در حال آموزش باید در آینده به کار گمارده شود؛ پس بهتر آن است که با مجموعه ای از مهارت های قابل توسعه پرورش یابد تا بتواند فراخور نیازهای متغیر آینده، به سرعت خود را با نیازهای گوناگون بازار اشتغال منطبق سازد. از این رو، برنامه ریزی برای افزایش سطح خلاقیت، بهبود بهره هوشی و به ویژه هوشی آینده پژوهی، از جمله مهمترین ضرورت های برنامه ریزی نیروی انسانی برای آینده است. پورعزت، 1389، مدیریت راهبردی عصر مدار)

?با ذکر این مقدمه نسبتا طولانی از اهمیت نیل به اقتصاد دانش بنیان و زیرساخت های آن به موضوع مورد بحث می پردازیم. در حالی که دانشگاه به عنوان سر منشا تحولات جامعه در تحول نیروی انسانی نقش پیشرانی اساسی را بازی میکند، اما به نظر می رسد استراتژی های مناسبی از سوی خط مشی گذاران برای نظام آموزش عالی در نیل به توسعه و سند چشم انداز 1404 درنظر گرفته نشده است. به طور تأسف باری، غیر قابل انکار است که بسیاری از برنامه های راهبردی عمومی که با بیشترین هزینه نوشته می شوند، فقط به مانند گرد و خاک روی تاقچه (که باید دور ریخته شوند) جمع آوری می گردند. این واقعیت غم انگیز بدان سبب رخ می دهد که اجرای برنامه راهبردی در بخشهای عمومی و مستقل، به طور منححصر به فردی پر چالشی است (273 ،2010 ,Henry).

یکی از این استراتژی های کهنه و جزم گرای همیشگی نحوه ی ورود به دانشگاه ها می باشد. در استعاره ای میتوان دانشگاه ها در ایران را به مثابه قیف برعکس در نظر گرفت که ورود بدان (از دهانه تنگ) بسیار سخت و خروج از آن عملا تضمین شده است. رشد جمعیت متقاضی ورود به دانشگاه بویژه در متولدان دهه ۶۰ و فضای محدود دانشگاه‌ها جوانان را با سدی به نام کنکور مواجه کرد که همین امر باعث احساس نیاز کاذبی شد که برای ورود به دانشگاه باید در آموزشگاه‌های علمی خارج از مدارس شرکت کرد تا سد کنکور را شکست.

نتیجه بررسی‌های کمیسیون آموزش مجلس نیز نشان می‌دهد گردش مالی مؤسسات آمادگی کنکور در سال به رقمی حدود ۷هزار میلیارد تومان می‌رسد. در حالی که کل گردش مالی وزارت آموزش و پرورش با ۱۲میلیون دانش‌آموز و یک میلیون معلم چیزی در حدود ۱۱هزار میلیارد تومان است که همین رقم بالای گردش مالی مشکلاتی را به همراه داشته است. در این بین برای روشن تر شدن موضوع به واکاوی کنکور کارشناسی ارشد مجموعه مدیریت میپردازیم. در ابتدا باید توجه داشت به بازار کار گسترده و دلایل متعدد دیگر این مجموعه جذابیت بسیار زیادی دارد و مهاجرت پذیرترین رشته ی کنکور است که داوطلبان بسیار زیادی در آن شرکت میکنند. این موضوع باعث شده است که کنکور مجموعه مدیریت در عمل متفاوت با چیزی باشد که دانشجویان در دوره ی کارشناسی خود به عنوان دروس تخصصی میخوانند. یکی از مشاورین به نام موسسات آمادگی کنکور عنوان میکرد در صورت تغییر محتوای کنکور مجموعه مدیریت کاهش تقاضای شدیدی در آن خواهیم داشت فلذا سازمان سنجش و وزارت علوم از تغییر در آن اجتناب می ورزند.

برای نگارنده ی این نوشتار بسیار دردآور بود با وجود نیاز شدید به برنامه ریزی دقیق و آینده پژوهانه در توسعه منابع انسانی کشور ممکن است چنین تفکری در بین سیاست گذاران وجود داشته باشد. اما اشکال اصلی در این امتداد در آنجایی آشکار میشود که همان “بورس جهل مرکب” در این بین توسط بیزینس من های کنکور به وجود می آید. در حالی که دانشجویان در سالهای پایانی تحصیلات خود بهتر است منابع اصلی و دست اول را مطالعه کنند و به عملی شدن ایده ها و دروس خود بیندیشند باید مجددا در رقابتی به نام کنکور شرکت کنند و آموزه هایی که در اصل آنها و مبانی فلسفی پشت سرشان اتفاق نظر قاطعی وجود ندارد را حفظ کنند و تست بزنند. در حالی که جهان قرن بیست و یکم با سرعت روز افزون به پیشروی خود ادامه میدهد، ما هنوز قادر به مدیریت کلان نیروی انسانی در کشور نیستیم، از آن رو که با گسترش مدرک گرایی صرف در جامعه عملا تقاضا برای تحصیلات تکمیلی را بالا برده ایم و چون ظرفیت محدود عرضه اندک اندک رو به افزایش است با گذاشتن موانعی مثل کنکور، بازار سیاهی برای تبدیل شدن علم به متاعی فاقد ارزش جوهری و صرفا بیزینسی سودآور، فراهم کرده ایم. اخیرا یکی از اساتید دانشگاه شریف با اشاره به اینکه تمرکز آزمون‌های ورودی دانشگاه‌ها در مقاطع ارشد و دکتری باعث می‌شود گردش مالی به سوی موسسات و سازمان‌های کنکوری برود، اظهار کرد: در حال حاضر بر طبق آمارها گردش مالی کلاس‌های کنکور با گردش مالی وزارت علوم برابر است . در این بین قصد مقصر نشان دادن موسسات کنکوری که به انصاف اصلا هم در این بازار برخی رقابت سالمی ندارند و کار بعضی هایشان به سرقت اطلاعات داوطلبین (از جمله برخی دانشجویان دانشکده مدیریت) و خریدن رتبه های برتر با پول و دادگاه های مکرر و … رسیده است نداریم، نگاه سیستماتیک به این مساله نشان دهنده ی ضعف در تمامی سطوح و خرده سیستم های آموزشی کشور است. اما در واقع نیروی انسانی باید یاد بگیرد که نباید وقت خویش را تلف نماید و قادر باشد به طور فعال با واقعیت های پیش رو مواجه شود و برحسب نیاز جامعه، توانمندی خود را توسعه و یا حتی تغییر دهد و از شرایط یاد بگیرد و برحسب شرایط ظرفیت ها و قابلیتهای خود را توسعه دهد. بدین ترتیب، یکی از مهمترین وظایف خرده سیستم آموزشی جامعه، ایجاد شرایط یادگیری یادگیری است. این مسأله با شعار پراکنی حل نمی شود، بلکه باید بسیاری از زیرساختهای قانونی و اداری کشور اصلاح شوند و به ویژه نسبت به شایسته سالاری در کشور متعهد گردند. تمهید این مهم، مقدمه ای ضروری برای نیل به اقتصاد دانش محور است. در ادامه ممکن است استدلال شود که چه جایگزینی را پیشنهاد می دهید یا در صورت برچیده شدن این بساط عده ی زیادی بیکار می شوند و هزینه های اجتماعی سیاسی به کشور ممکن است بیکار شوند.

در پاسخ کلی به مورد اول میتوان ادعا کرد که جدیدا باب شده است در برابر هر انتقادی، گفته میشود: ” که جایگزین/راه حل چیست؟ ” . در درست بودن جستجوی مداوم برای پاسخ های بهتر شکی نیست اما باید توجه این نباید جلوی تفکر آزاد برای انتقال بازخورهای گرفته شده از سیستم ها را بدهد زیرا همین بازخورهای ارسالی از خروجی های سیستم حلقه های یادگیری و بهبود را در نهایت شکل می دهند. در این نوشتار نیز سعی بر بازگویی برخی جنبه های سیستم فعلی داریم.

در مورد برچیده شدن بساط و این سفره باید ادعا کرد در برابر هر خط مشی باید این سوال را از خود بپرسیم که چه نفعی را به مردم می رساند و چه نفشی در توسعه دارد؟

آیا این سفره قابلیت های مرتبط با منابع ملموس و غیر ملموس کشور را افزایش میدهد؟ آیا باعث افزایش بهره وری و توانایی های ملی میگردد؟

اگر جواب خیر است باید فراخور زمان در این استراتژی تجدید نظر کرد. با توجه به مقدمات ذکر شده خیلی بعید به نظر می رسد چنین خروجی از سیستم فعلی خارج شود. بازار سوداگرانه ی کنکور در ایران تقریبا هیچ دستاوردی برای خرده سیستم آموزشی کشور نداشته و به غنای آن نمی افزاید، هر چند این موسسات خود را در این راستا بنامند که بیشتر به شوخی بزرگی شبیه است. به نظر می رسد اکنون زمان آن فرارسیده است تجدید نظر جدی در نظام آموزشی کشور صورت بگیرد و این اصلاح از وزارتخانه آموزش و پرورش و سطوح پایه ای تر شروع شود. این مهم علاوه بر توصیه های اخلاقی، نیازمند بازنگری قوانین و ارج نهادن به مقرراتی است که کار جمعی در تولید علم را تشویق می کنند.

?به هر حال، اموری نظیر هدفمندی سیر توسعه دانش، ماهیت رویکرد جامعه به دانش و ارزشهای بنیادین علم، و ساز و کارهای کاربرد دانشی در جامعه، بسیار حائز اهمیت اند؛ ضمن این که واژه ییشرفته نیز واژهای است که به مرور زمان، مصادیقی متفاوت را می پذیرد. کاربست آن در جامعه متحول گردند و قوانین حمایت از دستاوردهای علمی وپژوهشی، تقویت و نافذ شوند.

به نظر میرسد در شرایطی که یکی از منابع قدرت در دنیای امروز توانایی مدیریت علم در سطح جهان است بدین گونه که روندهای جهانی در علم به کدام سو میرود و به نوعی تقسیم کار در تولیدات دانشی در سطح بین المللی صورت میگیرد و ناخواسته با مطرح شدن ترندهای جدید تمامی نیروها و بودجه و سایر امکانات کشورها در تولیدات دانشی به سمت خاصی معطوف میگردد و این توانایی به قدرت کشورهای مدیریت کننده ی این جریان می افزاید، بازپردازی خردمندانه و علمی خرده نظام آموزشی توسط متخصصان کشور امری ضروری است. تاکید بر متخصصین این امر از آن جهت است که سالهای گذشته نظام آموزش عالی با جدا شدن دانشگاه های علوم پزشکی و غیرپزشکی از سوی غیر متخصصین خسارت دیده است.

✍️ امین معینیان

 کارشناسی ارشد مدیریت دولتی دانشگاه تهران

 

کامنت