حالا صبر کن ببینیم چه می‌شود!

0

حالا صبر کن ببینیم چه می‌شود!

نویسنده: امیر ناظمی (هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی)

“صبر کن ببینیم چه می‌شود!” این جمله‌ی آشنای این چند دهه بوده است. هنوز برخی از افراد که در فکر مهاجرت هستند یا کسانی که می‌خواهند روی ایده‌هایشان سرمایه‌گذاری کنند؛ می‌رسند به همین جمله‌ی: “صبر کن ببینیم چه می‌شود!”

مشکل آن است که هیچ‌وقت هم هیچ چیز نمی‌شود! نه ما آنقدر خوشبخت می‌شویم که بشود کاری کرد؛ ونه آن‌قدر بدبخت که اصلا نشود کاری کرد! مشکل آن است که ما همیشه در آستانه‌ی هر چیزی هستیم! ما همان‌قدر که در آستانه‌ی توسعه‌ی اقتصادی هستیم، در آستانه‌ی رکود هم هستیم! همان‌قدر که در آستانه‌ی یک جهش بزرگ؛ در آستانه‌ی یک جنگ بزرگ! ما همان‌قدر که در آستانه‌ی پیوستن به جهان پسابرجامی هستیم، در آستانه‌ی شکست برجام هم هستیم! ما اصولا همیشه در آستانه‌ی هرچیزی هستیم! “ما همیشه در آستانه زندگی می‌کنیم!”

امسال هم دارد تمام می‌شود و ما هنوز با این جمله زندگی می‌کنیم که “صبر کن ببینیم چه می‌شود!”. واقعیت این بود که ما در عدم‌قطعیت زندگی کردیم و هنوز زندگی می‌کنیم.

پیش‌بینی‌ناپذیری یعنی زیستن در شرایطی که می‌تواند به هر چیزی ختم شود؛ و عدم‌قطعیت یعنی احتمال اینکه چه خواهد شد نیز مشخص نیست! اما در زندگی، شما برای به دست آوردن هرچیزی نیاز به سرمایه‌گذاری دارید؛ یا دارایی‌هایتان سرمایه شماست یا ایده و زمانی که می‌گذارید.

اما هر سرمایه‌گذاری، یعنی هزینه کردن در امروز به امید بازگشت بیشتر در آینده. به همین دلیل است که سرمایه‌گذاری همیشه بر پایه‌ی برآورد ما از آینده است؛ و “ما که همیشه در آستانه زندگی می‌کنیم!”، چگونه می‌توانیم آینده را پیش‌بینی می‌کنیم؛ وقتی هیچ چیز پیش‌بینی‌پذیر نیست.

کدام یک از شما قطعا می‌داند که سال آینده برجام هست یا نه؟ کدام یک از شما قطعا می‌داند سال آینده ما تحریم هستیم یا نیستیم؟ کدام‌یک از شما قطعا می‌داند که ما سال آینده درگیر یک جنگ هستیم یا نیستیم؟ این‌ها یعنی “ما در آستانه زندگی می‌کنیم!” در آستانه‌ی همه‌ی این‌ها!

⭕️ما و کاهش عدم‌قطعیت‌ها
1️⃣پیش‌بینی‌پذیری فردی: اگر ندانیم وقتی همسر ما عصبانی می‌شود، چه کاری می‌کند؟ ما را می‌کشد؟ یا می‌زند؟ یا قهر می‌کند؟ یا برایمان می‌نویسد؟ آن‌وقت نمی‌توانیم زندگی کنیم؛ چون زندگی برایمان پیش‌بینی‌ناپذیر می‌شود.

مطالعات مختلف نشان می‌دهد: پیش‌بینی‌ناپذیری و عدم‌قطعیت منجر به افزایش تشویش و به دنبال آن افزایش نفرت افراد به همدیگر می‌شود. وقتی در جامعه‌ای پیش‌بینی‌ناپذیری تبدیل به ارزش می‌شود یعنی افراد به نفرت‌پراکنی تشویق شده‌اند.

شاید بهترین هدیه‌ای که هرکسی به اطرافیانش می‌دهد، اطمینان است و اطمینان یعنی پیش‌بینی‌پذیرتر باشیم.

2️⃣پیش‌بینی‌پذیری شرکتی و سازمانی: یکی از دلایلی که کسب‌وکارهای نو مانند اسنپ و تپسی و کارپینو یا دیجی کالا و بامیلو گرفت؛ همین پیش‌بینی‌پذیری‌شان بود. وقتی تاکسی می‌گرفتی و نمی‌دانستی قیمت چقدر خواهد بود، وقتی خرید می‌کردی و نمی‌دانستی می‌شود تعویض کرد یا نه؟ یعنی خدمت پیش‌بینی‌پذیر نبود؛ یعنی من همیشه فکر می‌کنم همان کسی هستم که کلاه سرم می‌رود.

3️⃣پیش‌بینی‌پذیری ملی: وقتی در سطح ملی تا این اندازه پیش‌بینی‌ناپذیر باشیم، یعنی سرمایه‌گذاری از یک تصمیم‌گیری منطقی به یک قمار تبدیل شده است. یعنی دل بسته‌ایم به شگفتی‌سازها!

البته برای گریز از بیماری “صبر کن ببینیم چه می‌شود!”، بیش از هر چیزی نیاز داریم به پیش‌بینی‌پذیری ملی و سیاست‌هایی که ثبات را می‌آورند.

⭕️پیش‌بینی‌ناپذیری بخشی از ویژگی سیاسی-اجتماعی ما
پیش‌بینی‌ناپذیری برابر است با فاصله‌ی میانِ “آن‌چه باید اتفاق می‌افتاد” با “آن‌چه واقعا اتفاق افتاد”. هر چه این فاصله بیشتر باشد، یعنی کمتر پیش‌بینی‌پذیر هستیم و هر چه فاصله بیشتر باشد یعنی نمی‌شود برای آینده برنامه‌ریزی کرد؛ یعنی تکیه کلام می‌شود: “صبر کن ببینیم چه می‌شود!”

برای توسعه یافتن باید پیش‌بینی‌پذیر شویم. تنها آن کشورهایی که برای مردم خود و جهان پیش‌بینی‌پذیر هستند؛ می‌توانند سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی را جذب نمایند؛ همانطور که تنها افراد پیش‌بینی‌پذیر برای دیگران قابل اعتماد.

بعضی وقت‌ها لازم است تا تکلیف خود را با بعضی چیزها مشخص کنیم. تصمیم‌های سخت خود را بگیریم؛ شاید از آن‌جا به بعد دیگر بشود پیش‌بینی‌پذیرتر بود.

پیش‌بینی‌ناپذیری در بهترین حالت یک تاکتیک کوتاه‌مدت است که اعتماد بلندمدت را از بین می‌برد! اگر شما یک فروشنده‌ی دوره‌گردِ‌ بین‌راهی هستید، می‌توانید پیش‌بینی‌ناپذیر باشید اما اگر می‌خواهید یک فروشگاه در حال رشد باشید؛ چاره‌ای ندارید جز آن‌که پیش‌بینی‌پذیر باشید!

امید و آرامش هر دو محصول پیش‌بینی‌پذیری هستند؛ به امید هر دو در سال

photo_2018-03-19_21-02-32

کامنت