رهبری و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت: دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههاى شیراز 87/2/14

0

 

 رهبری و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت: دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههاى شیراز 87/2/14

 

الگوى پیشرفت اسلامى – ایرانى که ما یک سال، دو سال گذشته مطرح و تکرار کردیم، میپرسند چقدر عمل شد؟ درست است، جاى سؤال دارد. پژوهشگاه دانشجوئى که پیشنهاد شد، به نظر من پیشنهاد خوبى است. خوب است مسئولان وزارتهاى آموزش عالى رسیدگى کنند، بررسى کنند؛ فکر خوبى است. بگذاریم دانشجوها در این مقوله‏ى کار دانشگاهى اگر وقت میکنند، اگر میتوانند، در یک مرکزى به نام پژوهشگاه و پژوهشکده، فعالیتهائى را انجام دهند؛ این ایده‏ى قابل توجهى است و میتواند دنبال شود.

گفته شد توانائى تصمیم‏سازى و تصمیم‏گیرى. اینجا من این مطلب را پرداخت کنم. توانائى تصمیم‏سازى خیلى خوب است. توانائى تصمیم‏گیرى یکى از مشکلاتى است که اگر وارد محیط دانشجوئى شد، خیلى از هنجارهاى مطلوب و درست را به هم خواهد زد؛ این تجربه‏ى ماست. بگذاریم دانشجو با فکر خود، با زبان باز خود، با تعلق کم خود، با گفتار و عمل خود، تصمیم‏سازى کند. تصمیم‏گیرى را بگذاریم کسى بکند که بتوان از او سؤال کرد و او مسئول و پاسخگو باشد. بنابراین دنبال این نباشیم که محیط دانشجوئى، محیط تصمیم‏گیرىِ براى اقدام باشد؛ این نه به نفع دانشجوست، نه به نفع آن اقدام. دنبال این باشیم که محیط دانشجوئى تصمیم‏سازى کند؛ یعنى گفتمان‏سازى کنید. ببینید بنده وقتى مسئله‏ى نهضت نرم‏افزارى را خواستم مطرح کنم، قبل از همه تو دانشگاه با دانشجوها مطرح کردم؛ حدود ده سال قبل. نه با وزارتها صحبت کرده بودم، نه با رئیس‏جمهور وقت صحبت کرده بودم، نه حتّى با اساتید صحبت کردم؛ اول‏بار در دانشگاه امیرکبیر این فکر را به میان آوردم. امروز شما ببینید این یک گفتمان است، یک مطالبه‏ى عمومى است، یک خواستِ همه‏ى دانشگاه‏هاى کشور است؛ که من هرجا هم میروم، از زبان دانشجو مطالبه‏اش را میشنوم؛ از زبان استاد و مدیر، اجرایش را در یک مرحله‏ى دیگر میشنوم، و اجراء هم دارد میشود. همین نوآورى‏هاى علمى بسیار، بخشى از انگیزه و توان خودش را از این شعار گرفته: «تصمیم‏سازى کنید»، «گفتمان‏سازى کنید». این، مجرى و مسئولین اجرائى را میکشاند دنبال این تصمیم، و تصمیم‏گیرى خواهند کرد و عمل خواهد شد. نکته‏اى که در بیانات دانشجوى دختر دوره‏ى دکترى براى من جالب بود، این بود که دانشجوى پزشکى از دانشجویان علوم پایه دفاع میکرد؛ اتفاقاً درست هم هست. توجه به علوم پایه، از جمله‏ى همین توصیه‏هاى مؤکدى است که بنده در این چند سال، مکرر با مسئولین درمیان گذاشته‏ام. همیشه گفته‏ایم علوم پایه مثل گنجینه است؛ علوم کاربردى مثل پولى است که توى جیبمان میگذاریم و خرج میکنیم. اگر علوم پایه نباشد، پشتوانه‏ى این هزینه‏کردن ازبین خواهد رفت. این نکته کاملاً بجاست و من این درس را از این دختر دانشجو قابل طرح میدانم که دانشجوها صنفى، دانشگاهى و رشته‏اى به مسائل نگاه نکنند؛ واقعاً نگاه کنند به آنچه که نیاز کشور است. این دانشجوى پزشکى خودش از دانشجویان و مجموعه‏هاى علوم پایه دفاع میکند؛ این به نظر ما درس خوبى بود.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههاى شیراز 87/2/14

یک نکته را نماینده‏ى بسیج دانشجوئى گفتند، که در واقع بنده هم این مطالبات را دارم. الگوى پیشرفت اسلامى – ایرانى که ما یک سال، دو سال گذشته مطرح و تکرار کردیم، میپرسند چقدر عمل شد؟ درست است، جاى سؤال دارد.

میخواستیم ایرانى بسازیم با این خصوصیات. این مطلب یک اضافه‏اى دارد و آن این است که مسئله فقط ایران هم نبود؛ ایران به عنوان یک الگو براى جوامع اسلامى در درجه‏ى اول، و همه‏ى جوامع بشرى در درجه‏ى بعد، مورد نظر بود. ما میخواستیم این جامعه را با این خصوصیات بسازیم – ما یعنى ملت ایران، انقلاب ایران، انقلابیون ایران؛ منظور، شخص بنده و چند نفر دیگر نیست – و آن را بگذاریم جلوى چشم آحاد بشر و امت اسلامى؛ بگویند این است که هم مطلوب اسلام است، و هم میسور مردم این روزگار است. اینجور نباشد که خیال کنند بله، این مطلوب هست، اما میسور نیست؛ که میگفتند در دوران مبارزات نهضت اسلامى. بعضى از کسانى که نیتهاى خوبى هم داشتند، میگفتند آقا بیخود چرا زحمت میکشید، فایده‏اى ندارد؛ بله، این حرفهاى شما درست است، اما شدنى نیست. انقلاب میخواست به همه‏ى کسانى که در هر نقطه‏اى از دنیاى اسلام هستند، نشان بدهد که این الگو تحقق‏یافتنى و شدنى است؛ این هم نمونه‏اش. این آن چیزى بود که به عنوان هدف انقلاب وجود داشت. این هدف از اول بود، به شما عرض کنم که امروز هم همین هدف هست، در آینده هم همین هدف خواهد بود؛ این هدف ثابت است.

در دهه‏ى اول، پیشرفت را بسیارى از انقلابیون در الگوى چپ؛ چپ دهه‏ى شصت، یعنى الگوى گرایشمند به سوسیالیسم میدیدند. هر کس هم مخالفت میکرد، یک تهمتى، لکه‏اى، چیزى متوجهش میکردند. یک عده‏اى از مسئولین، دست‏اندرکاران، فعالین عرصه‏ى کار در جمهورى اسلامى، نگاهشان نگاه حاکمیت دولت و مالکیت دولت بود؛ خوب، این نگاه، نگاه غلطى بود. نگاه به پیشرفت کشور از زاویه‏ى دید تفکر شرقىِ سوسیالیستىِ چپ محسوب میشد؛ این غلط بود. البته غلط بودن این خیلى زود فهمیده شد، حتّى آن کسانى که آن روز مروج همین دیدگاه بودند، ناگهان صد و هشتاد درجه برگشتند! آن افراط به یک تفریط حالا تبدیل شد.

یک برهه‏اى از زمان، نگاه به پیشرفت، نگاه غربى بود؛ یعنى همان راهى که آنها رفتند، اینها هم باید بروند؛ تصورشان این بود. خودشان را در حدِ انگلیس و فرانسه و آلمان هم نمیدیدند؛ در حد همین کشورهائى مثل کره‏ى جنوبى میدیدند. این هم رد شد. امروز در ذهن و فکر مسئولان و به صورت یک گفتمان عمومى در ذهن نخبگان و فرزانگان، نقشه‏ى پیشرفت غربى کشور ردشده است؛ غلط از آب درآمده است. علتش هم این است که انتقاد از نقشه‏ى پیشرفت به شیوه‏ى غربى، امروز مخصوص ملتهاى شرق نیست، مخصوص ما نیست؛ خودِ اندیشمندان غربى، خودِ فرزانگان غربى، زبان به انتقاد گشوده‏اند؛ هم در زمینه‏هاى اقتصادى، هم در زمینه‏هاى اخلاقى، هم در زمینه‏هاى سیاسى. همان چیزى که به آن افتخار میکردند به عنوان لیبرال دموکراسى، امروز مورد انتقاد است؛ پس این هم نقشه‏ى پیشرفت نیست. امروز ما اینها را میدانیم. البته نقشه‏ى پیشرفت اسلامى – ایرانى چیست؟ این باید تدوین شود، باید روشن شود، باید ابعاد و زوایایش مشخص شود؛ این کار به طور کامل انجام نگرفته است و باید بشود. اما همینى که ما فهمیده‏ایم که باید برگردیم به نقشه‏ى اسلامى – ایرانى، این خودش موفقیت بزرگى است. این موفقیت را امروز داریم.

خوب، این مسیر پیشرفت است. مسیرِ پیشرفت، مسیر غربى نیست، مسیر منسوخ و برافتاده‏ى اردوگاه شرقِ قدیم هم نیست. بحرانهائى که در غرب اتفاق افتاده است، همه پیش روى ماست، میدانیم که این بحرانها گریبانگیر هر کشورى خواهد شد که از آن مسیر حرکت کند. پس ما بایستى مسیرِ مشخصِ ایرانى – اسلامى خودمان را در پیش بگیریم و این را با سرعت حرکت کنیم؛ با سرعت مناسب.

راه حلى که بر اساس این مقدمات وجود دارد، این راه حل را شما باید پیدا کنید. شما باید به نتیجه برسید، به این استنتاج برسید، اما آنچه که من میتوانم به عنوان راهنمائى و راهبرد کلى به شما عرض کنم، تلاش و مجاهدت جوانانه و پیگیر است. شما که در دانشگاهید، فعالیت شما فعالیت دانشگاهى است؛ باید درس بخوانید، تحقیق کنید، به فکر نظریه‏سازى باشید. الگو گرفتن بى قید و شرط از نظریه‏پردازهاى غربى و شیوه‏ى ترجمه‏گرائى را غلط و خطرناک بدانید. ما در زمینه‏ى علوم انسانى احتیاج داریم به نظریه‏سازى. بسیارى از حوادث دنیا حتّى در زمینه‏هاى اقتصادى و سیاسى و غیره، محکومِ نظرات صاحبنظران در علوم انسانى است؛ در جامعه‏شناسى، در روان‏شناسى، در فلسفه؛ آنها هستند که شاخصها را مشخص میکنند. در این زمینه‏ها ما باید نظریه‏پردازى‏هاى خودمان را داشته باشیم و باید کار کنیم؛ باید تلاش کنیم؛ دانشجو باید تلاش کند. دانشجو و محیط دانشگاه باید نگاه کلان به هدفهاى انقلاب داشته باشد؛ دنبال آنها برود.

به اشتراک گذاشتن.

درباره نویسنده

کاندیدای دکتری مدیریت دولتی- خط مشی گذاری و سیاستگذاری دانشگاه تهران، مشاور حوزه سیاستگذاری علم و فناوری، بودجه ریزی و فناوری اطلاعات

کامنت