مبانی منطقی طراحی سیستم در حکومت حق مدار

0

مبانی منطقی طراحی سیستم در حکومت حق مدار

اگر استحکام سیستم های فیزیکی به نوع آلیاژ سازه ها و نحوه استقرار آنها بستگی دارد، استحکام سیستم های نظری نیز به ” منطق گزاره های زیربنایی و نحوه ارتباط آنها” بستگی دارد.

? خط مشی در حکومت:

جایگاه خط مشی در حکومت چنان است که می توان گفت #خط_مشی_گذاری وظیفه ی جوهری هر سیستم حکمرانی است و اگر بر فرض بتوان همه ی وظایف دولت ها و حکومت ها را واگذار کرد، نمی توان وظیفه خط مشی گذاری را واگذار نمود. در واقع حکومت یعنی خط مشی گذاری و خط مشی گذاری یعنی حکومت! گزاره های زیربنایی دستگاه خط مشی گذاری ناگزیر باید از ویژگی های دستگاه های نظری قیاسی برخوردار باشند؛ یعنی باید ضمن برخورداری از سازگاری، استقلال،تمامیت و صرفه اقتصادی، بتوانند کلیه ی مسائل عامه را حل نمایند و پاسخی معین در برابر هرنوع مسئله عمومی داشته باشند.

? مبانی منطقی حکومت حق مدار؛ توحید، گزاره زیربنایی سیستم:

قابل تامل است که اگر برابری انسان ها برهر مبنای دیگری به جز توحید تعریف شود، از شان فراگیری به همه ی زمان ها و مکان ها ساقط می شود. برای مثال حتی ربط دادن برابری آدمیان به زاده شدن از یک پدر و مادر نیز نمی تواند تمایل به اظهار برتری خود و تحمیل مهتری به کهتری را مانع شود. اهمیت توحید به حدی است که می توان آن را تنها گزاره و تنها اصل موضوع سیستم منطقی تعریف عدالت حق مدار تلقی کرد.بنابراین در نظر گرفتن یک نظام اصل موضوعی چند گزاره ای با اندکی تسامح نسبت به شان “اصل توحید”، یا برای توضیح بیشتر آن روا تلقی شده است یعنی آنچه به مثابه گزاره های بعدی معرفی خواهند شد، همگی بر مبنای این اصل یا سطح بعدی تشریح و توضیح این اصل تلقی می شوند. با این مقدمه در باب توجیه معنای #عدالت حق مدار در عرصه اجتماع می توان گفت که اگر مبنای توجیه برابری و آزادی در تعریف عدالت توحید باشد، بشر محدود به زمان و مکان نمی تواند به نفع خود در مفهوم پردازی از عدالت تصرف کند. زیرا در این صورت منشا عدالت مفهومی است که “همه ی آحاد بشر از اولین تا آخرین با آن مفهوم رابطه ای یکسان دارند”؛ یعنی همه مخلوق خداوند واحد اند. بنابر این گزاره ی اول و مبنایی نظام منطقی عدالت حق مدار به صورت ذیل تعریف می شود:

❇️ جهان فقط یک “خالق و پروردگار” دارد که مالکیت مطلق هستی از آن اوست.

? اصل موضوعه 1: برابری مبتنی بر توحید:

در حکومت حق مدار ،همه ی افراد و همه ی آحاد انسانی برابر اند و این شان برابر ناشی از رابطه ی برابری است که هر یک با خالق خود دارند؛ بنابراین رابطه ای است که در ورای زمان و مکان و قبل از خلقت زمان و مکان و پس از آن اعتبار خواهد داشت و هرگز تغییر نمی پذیرد. بنابراین دومین گزاره ی عدارت حق مدار و اولین گزاره ای که بلافاصله پس از توحید به مثابه اولین اصل موضوعه تعریف حق مداری مدنظر قرار می گیرد،برابری مبتنی بر توحید است:

❇️ همه انسان ها مخلوق خداوند یکتایند و از این حیث شان مساوی و برابر دارند.

قابل تامل است که پذیرش این معنی متضمن پذیرش حق و احترام برابر و حقوق اجتماعی یکسان آدمیان نیز هست ولی نباید از آن چنین استنباط شود که انسان ها باهرحد از تلاش و با هر نوع عمل یکسان باقی می مانند. بلکه این برابری ناظر بر شان اولیه و کرامت انسانی آنها است؛کرامتی که ممکن است به زینت تقوا و علم و عمل آراسته شده، مراتب بالایی از درجات انسانی را برای او احراز کند و ممکن است دستخوش بی اعتنایی و بی حرمتی صاحب آن واقع شده، تنزل یافته و با جلوه های حیوانی و دور از شان انسانی مخدوش شده و از میان برود.

? اصل موضوعه2؛ آزادی مبتنی بر توحید:

در حکومت حق مدار همه ی افراد و همه ی آحاد انسانی آزاد اند و این شان آزادی ناشی از رابطه ی اولیه ی آنان با خالقشان است؛ بنابراین رابطه ای است که بر اساس اراده ی ازلی و ابدی خالق واحد از ازل به وجود آمده و تا ابد برجای خواهد بود. پس همانند برابری مبتنی بر توحید، آزادی مبتنی بر توحید نیز رابطه ای است که در سراسر هستی همواره پایدار و برقرار است و هیچ کس با هر شان و منزلتی که داشته باشد، حق ندارد بر این رابطه خدشه وارد نماید. البته مفهوم آزادی فراگیر انسان ها تا حدودی مبتنی بر برابری آنها است یعنی چون همه ی انسان ها برابرند، کسی حق ندارد آزادی دیگری را سلب نماید. بنابراین سومین گزاره عدالت حق مدار و دومین اصل موضوعه آن برای تعریف حق مداری، آزادی مبتنی بر توحید است:

❇️ انسان آزاد و مختار آفریده شده است و هیچ انسانی مجاز نیست این آزادی را از دیگری سلب نماید. سنت خداوند بر این نیست که کسی به زور ایمان بیاورد؛ یعنی حتی برای رستگاری افراد نمی توان  آنها را مجبور کرد و آزادی آنها را سلب کرد.

قضیه مبنایی1: تناسب حق و تکلیف

در حکومت حق مدار، میان حقوق و تکالیف آحاد انسانی رابطه ای دوسویه برقرار است. این برابری حق و تکلیف با نوعی تلقی منطقی از حکمت خالق قابل استنباط است؛ دال بر اینکه حکیم کسی است که کار عبث نمی کند و اگر حقوقی برای کسی قائل می شود، تکلیف متناسبی بر عهده ی وی می نهد. بنابراین به هرکسی که وسعت و اختیاری داده می شود، متناسب با آن تکلیف و مسئولیتی بر عهده اش خواهد بود. پس هرچه حقوق و اختیارات افراد افزایش می یابد، بر تکالیف و مسئولیت هایشان افزوده میشود. در واقع حکمت خدا ونیز اراده او بر حفظ برابری آدمیان حکم می کند که اگر فردی از آحاد انسانی از مزیت ویژه ای برخوردار گشت، مسئولیت ویژه ای نیز در قبال آن داشته باشد. این اصل به مثابه چهارمین گزاره و اولین قضیه نظام منطقی عدالت حق مدار بدین صورت تعریف می شود:

❇️ در برابر هر حقی که برای انسان ایجاد می شود، تکلیفی متناسب با آن حق بر عهده ی او خواهد بود.

? قضیه مبنایی2: تسهیل کمال گرایی

در حکومت حق مدار، همه افراد حق دارند که در مسیر کمال قرار گیرند و هیچکس حق ندارد راه تکامل و تعالی فردی از آحاد جامعه را مسدود سازد. در واقع حرکت کمال گرایانه فرد فرد جامعه مقدمه ی تکامل مستمر کل جامعه و رشد و بلوغ جامعه انسانی است. این اصل به مثابه پنجمین گزاره و دومین قضیه مبنایی نظام منطقی عدالت حق مدار به این صورت تعریف می شود:

❇️ انسان مختار ممکن است میل به کمال یا قهقرا داشته باشد؛شرایط اجتماعی باید به گونه ای تنظیم شوند که از طریق ابلاغ حق و روشن ساختن راه، مسیر آحاد جامعه را به سوی کمال تسهیل نمایند؛ ولی هیچکس حق ندارد دیگری را مجبور سازد یابه اکراه به کاری وادار کند.

☑️ بنیان سیستم خط مشی گذاری حق مدار ، توحید است! تا با درنظر گرفتن رابطه ی ازلی همه ی انسان ها با خالق خویش، زمینه ی تحقق جامعه عدل را فراهم آورد.

? در ادامه، شکل ساده شده ی سیستم خط مشی گذاری در سطح اول، روابط نظام یافته مبانی منطقی سیستم و نظام منطقی خط مشی گذاری قابل مشاهده هستند.

? منبع : مختصات حکومت حق مدار، دکتر  پورعزت

امین معینیان-علیرضا متقی

به اشتراک گذاشتن.

درباره نویسنده

کامنت