مدل‌های خط‌مشی گذاری و تحلیل خط‌مشی در بخش عمومی3-مدل تغییرات تدریجی (جزیی ـ تدریجی)

0

مدل‌های خط‌مشی گذاری و تحلیل خط‌مشی در بخش عمومی

بخش سوم

مدل تغییرات تدریجی (جزیی ـ تدریجی)

جهت دانلود این مقاله کلیک کنید

بر اساس فرآیند عقلانی خط‌مشی‌گذاری، تصمیم‌گیرندگان برای انتخاب اصلح می‌بایست تمامی موارد متصور در زمینه موضوع تصمیم و نتایج و اثرات آنها را احصا نموده و سپس از طریق ارزیابی نتایج مذکور بهترین گزینه را برگزینند. اما در دنیای واقعی، خط‌مشی‌گذاران اغلب به جای اینکه تمامی موارد ممکن را در نظر بگیرند و نتایج همه آنها را با هم مقایسه کنند چند راهی را که در گذشته سابقه‌ای داشته در نظر می‌گیرند و با انجام تغییراتی جزیی در آنها تصمیمی جدید اتخاذ می‌کنند. در این روش تغییراتی وسیع در حیطه تصمیم‌گیری اتفاق نمی‌افتد بلکه تصمیم جدید با اندکی تغییر شبیه تصمیمات گذشته است. خط‌مشی‌گذار عملاً اهداف معدودی را با توجه به آنچه در گذشته موجود بوده است در نظر می‌گیرد و آنها را ضمن مقایسه‌های محدودی که انجام می‌دهد نسبت به هم می‌سنجد و یکی را انتخاب می‌کند. او در انتخاب یکی دو ارزش را بیشتر در نظر داشته و بسیاری دیگر از ارزش‌ها را از عرصه بررسی خود کنار می‌نهد تا بتواند با توجه به وقت، اطلاعات و منابعی که در اختیار دارد اخذ تصمیم کند. این روش اخذ تصمیم به علت ایجاد تغییرات جزئی و اندک به مدل تغییرات جزئی و تدریجی[1] مشهور است.

در حقیقت، اتکا بر این فرض که همیشه اطلاعات لازم، پول و زمانی نامحدود در اختیار تصمیم‌گیرنده است درست نیست، زیرا عملاً محدودیت‌های فراوانی در این زمینه‌ها وجود دارند. از سوی دیگر حتی اگر جمع‌آوری اطلاعات مورد نظر برای تمامی موارد ممکن هم باشد ارزیابی آنها کار ساده‌ای نخواهد بود. ارزش نتایجی که از هر شق حاصل می‌شود مورد توافق همگان نیست و هر فردی یا گروهی نظری خاص خود دارد و حتی این نظر در شرایط مختلف و زمان‌های گوناگون نیز تغییر می‌کند.

چارلز لیندبلوم این مدل را اولین بار در ارتباط با نقد مدل عقلایی تصمیم‌گیری معرفی کرد. بر اساس نظریات وی مسئولان تصمیم‌گیرنده هر ساله تمامی جزییات خط‌مشی‌های موجود و پیشنهاد شده را بررسی نمی‌نمایند و انتخاب و تصمیم نهایی بر اساس تمام اطلاعات مرتبط انجام نمی‌گیرد. مدل جزئی ـ تدریجی ماهیت غیرعملی مدل جامع عقلایی خط‌مشی‌گذاری را آشکار می‌کند و روش محافظه‌کارانه‌تری از تصمیم‌گیری را ارائه می‌دهد.

علاوه بر عملی بودن تغییرات جزیی میزان مخاطره تصمیم‌گیری نیز در آن بسیار اندک است. به علت اشکالات فراوانی که عملاً در راه تصمیم‌گیری و خط‌مشی‌گذاری در فرآیند عقلایی به وجود می‌آید، خط‌مشی‌گذاران استقبال چندانی از آن به عمل نمی‌آورند.

در این مدل، تصمیم‌گیری خط‌مشی عمومی به صورت یک فرآیند سیاسی ترسیم شده که ویژگی آن چانه‌زنی و سازش بین دیدگاه‌ها و علایق فردی تصمیم‌گیرندگان است. در واقع تصمیمات گرفته شده نشان می‌دهند که چه موضوعی از نظر سیاسی امکان‌پذیر است نه آنکه چه موضوعی مطلوب است. از نظر لیندبلوم تصمیم‌گیرندگان، خط‌مشی را طی فرآیند «مقایسه‌های پی‌درپی و محدود» با تصمیمات قبلی وضع می‌کنند. این تنها فرآیندی است که با آن خو گرفته‌اند. تصمیم‌گیرندگان کار خود را با فرآیند «بازسازی مداوم وضعیت جاری، گام به گام و به تدریج» پیش می‌برند. تصمیماتی که به این نحو اتخاذ می‌شوند، معمولاً با تصمیمات موجود، اختلاف اندکی دارند. به عبارت دیگر تغییر از وضعیت موجود تدریجی است.

باهر و ویتروک[2] رابطه بین پیروان شیوه عقلایی و تغییرات جزیی را به صورت جالبی توصیف کرده‌اند. به نظر آنها طرفداران شیوه تغییرات جزیی همان پیروان شیوه عقلایی هستند که پیرتر شده و تجربیات بیشتری کسب کرده‌اند. تجربه تصمیم‌گیری در دنیای واقعی به جوانان خوش‌بین و پرشور می‌آموزد که تصمیم‌گیری از طریق تغییرات جزئی عملی‌تر و واقع‌بینانه‌تر است و چون سنی از آنها گذشت خود به مسلک پیروان این شیوه درمی‌آیند.

در مدل جزئی ـ تدریجی برنامه‌ها، خط‌مشی‌ها و تصمیمات گذشته به عنوان مبنای تصمیم‌گیری جدید در نظر گرفته می‌شوند. برنامه‌های جاری و گذشته ملاک عمل قرار می‌گیرند و با افزایش و کاهش در آنها به تصمیمات جدید می‌رسند. خط‌مشی‌گذاران عموماً مشروعیت برنامه‌های حاضر را می‌پذیرند و برای ادامه خط‌مشی‌های قبلی نظر موافق دارند.

مهم‌ترین دلایل مناسب بودن استفاده از مدل جزیی ـ تدریجی در تحلیل خط‌مشی‌گذاری در بخش عمومی عبارتند از:

  • خط‌مشی‌گذاران وقت، اطلاعات و منابع مالی لازم را برای بررسی و مطالعه تمامی گزینه‌های خط‌مشی موجود در دسترس ندارند.
  • ممکن است سرمایه‌گذاری‌های کلان در خصوص برنامه‌های موجود به عمل آمده باشد که هر گونه تغییرات عمده و اساسی را در مورد آنها غیرممکن نماید.
  • مدل تدریجی ـ جزیی از لحاظ سیاسی مناسب به نظر می‌رسد؛ زمانی که مسائل مورد بحث تنها افزایش و کاهش در بودن یا تغییر در برنامه‌های موجود است رسیدن به توافق در خط‌مشی‌گذاری به آسانی صورت می‌گیرد.
  • ویژگی‌های شخصیتی خط‌مشی‌گذاران هم به مدل جزئی ـ تدریجی گرایش دارد. انسان به ندرت در پی آن است که منافع خود را به حداکثر برساند. زیرا عملاً این حداکثرسازی میسر نیست. افراد نیازهای خود را با توجه به محدودیت‌ها تعدیل کرده و راه چاره‌های عملی را که موجب رضایت آنان باشد، می‌پذیرند. تنها زمانی که تمامی گزینه‌های موجود مورد رضایت نباشند، خط‌مشی‌گذاران به دنبال نوآوری و یک راهکار اساسی که با خط‌مشی قبلی سازگاری ندارد، خواهند بود.

انتقاداتی بر روش تغییرات جزئی و تدریجی وارد شده است که عبارتند از:

  • یکی از مهم‌ترین انتقادات این است که در وضع حاضر تصمیم‌گیرندگان با شرایط متغیر و متحولی روبرو هستند که صرفاً با تغییرات جزئی نمی‌توان برای آنها تصمیم‌گیری کرد. تدریجی‌گرایی ویژه تصمیم‌گیری در محیط‌های نسبتاً باثبات است و نه در وضعیت‌های غیرعادی مانند موارد بحرانی.
  • اگر در مورد مسأله‌ای قبلاً نمونه‌هایی از تصمیم‌گیری وجود نداشته باشد این مدل نمی‌تواند به کار گرفته شود و عملاً در این گونه موارد خط‌مشی‌گذار با استفاده از این مدل قادر به تصمیم‌گیری نیست.
  • استفاده از این مدل روح خلاقیت و ابداع را در تصمیم‌گیرندگان تضعیف نموده و امکان اتخاذ تصمیمات نو و بی‌سابقه را از میان برمی‌دارد.
  • در این مدل تصور راهکارهای جدید ممکن نیست و همه تصمیمات در شکل‌های قبلی خلاصه می‌شوند.
  • در این روش تغییرات جزئی به تغییرات و تحولات اساسی ترجیح داده می‌شوند و تحولات عمده فدای دید محدود و گذشته نگر می‌گردند.
  • اگر نقصی اساسی در خط‌مشی‌های گذشته موجود باشد در خط‌مشی‌های بعدی نیز آن را مشاهده خواهیم کرد و نارسایی به خط‌مشی‌های بعدی نیز تسری خواهد یافت.
  • می‌توان این مدل را به حیوانی تشبیه کرد که دارای حس بویایی بسیار قوی و حس بینایی ضعیفی است. این حیوان ممکن است وجود خرگوشی را در مسافتی بعید به کمک شامه قوی خود تشخیص دهد اما اگر باد در خلاف جهت بینی او باشد حتی نخواهد توانست وجود خرگوشی را در چند قدمی خود احساس کند.
  • این مدل به دلیل فقدان جهت‌گیری سخت مورد انتقاد قرار گرفته است.
  • این مدل به دلیل غیردموکراتیک بودن در محدود کردن تصمیم‌گیری به چانه‌زنی بین یک گروه برگزیده از خط‌مشی‌گذاران عالی مورد انتقاد قرار گرفته است.
  • این مدل با ایجاد ناامیدی نسبت به تحلیل‌های نظام­مند برنامه‌ریزی و همچنین کاستن از نیاز به تحقیق برای گزینه‌های نو، تنگ‌نظری را به تصمیمات القا می‌کند و می‌تواند در بلندمدت نتایج معکوسی به بار آورد.

این مدل بدعتی در تصمیم‌گیری و خط‌مشی‌گذاری نیست بلکه بیان روشن عملی است که به وسیله تصمیم‌گیرندگان در دنیای واقعی به کار گرفته می‌شود. تصمیم‌گیری به این روش حصول نتایج موفقیت‌آمیز بدون استفاده از روش‌های علمی است. بودجه و بودجه‌ریزی دولتی به عنوان یک خط‌مشی یا قانون معروف بر پایه مدل تغییرات تدریجی شناخته می‌شود. به علت صرفه‌جویی در زمان و وجود هزینه‌های گردآوری زیاد در مورد اطلاعات وسیع در ارتباط با جزییات سرفصل‌ها و عناوین و ارقام بودجه، برنامه‌ریزان دولتی تمایل به بودجه‌ریزی بر اساس مدل تغییرات تدریجی دارند.

 

به اشتراک گذاشتن.

درباره نویسنده

کامنت