مقاله خطاهای مهلک اداره امورعمومی(THE DEADLY SINS IN PUBLIC ADMINISTRATION)

0

مقاله خطاهای مهلک اداره امورعمومی

(THE DEADLY SINS IN PUBLIC ADMINISTRATION)

جهت دریافت نسخه الکترونیکی فایل ترجمه وتلخیص مقاله،کلیک کنید

جهت دریافت نسخه الکترونیکی فایل اصلی مقاله،کلیک کنید

 

ترجمه و تلخیص: آرزو سهرابی
دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، دانشگاه تهران[1]

 

THE DEADLY SINS IN PUBLIC ADMINISTRATION

Peter F. Drucker, Claremont Graduate School

Public Administration Review, Vol. 40, No. 2 (Mar. – Apr., 1980), pp. 103-106

Abstract

No one can guarantee the performance of a public service program, but we know how to ensure non-performance with absolute certainty. Commit any two of the following common sins of public administration, and non-performance will inevitably follow. Indeed, to commit all six, as many public service agencies do, is quite unnecessary and an exercise in overkill. Six dealdly sin consist of:

The first thing to do to make sure that a program will not have results is to have a lofty objective

The second strategy guaranteed to produce non-performance is to try to do several things at once

The third deadly sin of the public administrator is to believe that “fat is beautiful

” Don’t experiment, be dogmatic ” is the next-and the next most common-of the administrator’s deadly sins

” Make sure that you cannot learn from experience” is the next prescription for non performance in public administration

The last of the administrator’s deadly sins is the most damning and the most common: the inability to abandon

Avoidance of these six “deadly sins” does not, perhaps, guarantee performance and results in the public service organization, but avoiding these six deadly sins isthe prerequisite for performance and results. To be sure,there is nothing very recondite about these “do’s and don’ts.” They are simple, elementary, indeed, obvious. Yet, as everyone in public administration knows, most administrators commit most of these “sins” all the time  and, indeed, all of them most of the time

خطاهای مهلک اداره امورعمومی

کیفیت خدمات دولتی را نمی­توان تضمین کرد اما با اطمینان می­توان عدم­ عملکردی را تضمین دهیم. در این مقاله به شرح شش خطای مهلک اداره امور عمومی پرداخته شده است که شامل:

1.اولین کاری که موجب می­ شود برنامه­ای نتیجه مطلوب نداشته باشد، داشتن اهداف عالی کلی و شعارگونه است به عنوان مثال اهداف کلان و کلی مراقبتی است، برای داشتن عملکرد مطلوب نیاز به اهداف روشن، قابل اندازه­ گیری داریم، شعار مراقبت بهداشتی شعاری مبهم است، حتی بهترین مراقبت­ های پزشکی که هدف بسیاری از بیمارستانهای بریتانیا است عملکردی نیست، جای اینگونه سخن­ گفتن شعارگونه می­توان عنوان کرد هدف ما این است که بیماران هنگام مراجعه به بخش اورژانس در زمانی کم ­تر از سه دقیقه توسط پرستار شایسته بررسی شوند، این هدفی عملکردی محسوب می­شود، به عنوان مشابه افزایش رفاه کشاورزان شعاری انتخابی است درعوض هدف برق ­رسانی به حداقل 25درصد مزارع امریکایی در کم­تر از سه سال که هدف اداره برق روستایی است که شاید از بهترین سازمان­های خدماتی دولتی در تاریخ اداری ماست، هدفی خاص، قابل اندازه ­گیری و عملکردی است که در مدت کوتاهی به عملیات و عملکرد منجر شد.

Capture66

  1. دومین استراتژی که منجر به عدم ­عملکرد می­شود انجام همزمان چندین کار است، که موجب وقفه شده و از اولویت­ بندی آنها جلوگیری می­کند، پراکنده ­سازی تلاش ها موجب تضمین عدم ­­عملکردی شده، بدون تمرکز بر اولویت­ ها تلاش ها پراکنده شده و هرچقدر اهداف برجسته و مهم باشند این پراکنده­ شدن تلاش ها و عدم تمرکز موجب عدم­ عملکرد خواهد شد. اگر تلاش ها متمرکز شده باشند و اولویت ها مشخص شده باشد حتی درک اندک برنامه­ ها موجب نتایج خواهد شد.

Capture55

3.سومین خطای مهلک در اداره امور دولتی این است که “فربه و سمین بودن خوب است”[2]، برخلاف باور پیشین حجیم کارساز نیست، مغز و ماهیچه موجب انجام می­شوند، اما چاقی مانع کارکردن شده و اضافه وزن موجب بی­ حرکتی می­شود. باور اشتباهی که وجود دارد صرف پول برای حل­ کردن مشکلات( به اصطلاح پرتاب کردن پول در مشکلات) است، و درواقع این آنچه ما انجام می ­دهیم نخواهد بود، ما درواقع نیروی انسانی را به مشکلات سوق می­دهیم، بدترین نمونه شاید ویتنام باشد.

مدیران امروزی، خواه شهروندان یا نظامیان تمایل به این باور دارند که بهترین راه برای غلبه بر مشکلات آن است که افراد را درمقابل آن قرار دهیم، از نتایج قطعی آن مشکلات بزرگتری در مدیریت پرسنل، و ارتباطات است. نتیجه آن افزایش حجم و توده خواهد بود نه لزوماً شایستگی. شایستگی­ ها نیاز به رهبری و مدیریت صحیح، جهت ­گیری و تصمیم ­گیری دارند نه نیروی انسانی بیش­تر. مازاد کارکنان به معنای  عملکرد بهتر در مقایسه با کمبود کارکنان نیست،  و مازاد کارکنان موجب  عملکرد ضعیف و عدم کارایی می­شود، درشرایط مازاد کارکنان تمرکز انرژی بر مدیریت داخلی متمرکز می­شود تا اهداف و نتایج، و منجر به جلسات متعدد و نامه ­های غیررسمی خواهد شد، هارولدلک وزیرامورخارجه اف­دی­آر همواره این پرسش را مطرح می­کرد: حداقل نیروی کار جهت رسیدن به اهداف چه تعداد است؟ و این پرسشی است که در واشنگتن و ایالات دولتی نیز مطرح است.

  1. تجربه نکنید، متعصب باشید، این یکی از متداول ­ترین اشتباهات مدیریت دولتی است، هرآنچه قصد انجامش را دارید در همان ابتدا در مقیاس بزرگ انجام دهید، در کارآفرینی فنی و تکنیکی ممکن است مرحله آزمایش را رها کرده و با مدل پیش رویم، اما حداقل به یک مدل رسیده و آن را آزمایش می­کنیم، در سطح خدمات دولتی ما در موقعیت واقعی قرار  می­گیریم با تئوری­های آزمایش نشده مواجهیم و حتی به مرحله ملی یا بین ­المللی وارد می­شویم.

حتی اگر نظریه­ هایی برای برنامه وجود داشته باشد، اما کاربرد موفق برنامه نیاز به انطباق، برش، تناسب و تعادل دارد و قبل از تعهد نهایی آزمایش آن در برابر واقعیت ضروری است. فراتر از اینها هربرنامه­ای با مسائل و مشکلات و یا موفقیت­ های غیر منتظره روبه ­روست. افراد نیاز دارند به واسطه برنامه ­های مشابه در مقیاس کوچک و فردی که تا حدودی بر این واقف باشد که نتایج غیرمنتظره مرتبط کدامند، و موفقیت ­های غیرمنتظره موقتی­ اند یا دستاوردی حقیقی، آگاهی یابند. از دلایل موفقیت برنامه ­ها در ایالت و شهرهای نیویورک و یا اصطلاحات اداری شیکاگو آزمایش آنها در مقیاس کوچک بوده است.

  1. مطمئن باشید قادر به یادگیری از تجربیات نیستید، این نسخه دیگری برای عدم­  عملکرد اداره امور دولتی است. بواسطه پیشرفت­  هایتان قادر به فهم آنچه که قادر به انجام آن به شکل مناسب هستید خواهید بود اما از شکست­ ها و بازخور نتایج قادر به فهم نقاط کور، اشتباهات، و ضعف­ هایتان خواهید بود.

سازمان نیز همانند افراد برخی کارها را به بهترین شکل انجام می­دهد، و همانند افراد مستعد برخی خطاهای معولی است، دارای محدودیت است،‌ و نقاط کور خود را دارد، جزاینکه سازمان انتظاراتش را شکل می­دهد که منعکس­کننده دقت و صحت نتایج است، اما قادر نیست که بداند چه چیزی بهتر است بنابراین یادنمی ­گیرد که از نقاط قوتش بهره گیرد، به علاوه عملکرد ضعیف یا قوی را ندانسته بنابراین فرصت بهبود یا جبران نقاط ضعیف و کور را نخواهد داشت.

به طور مثال مؤسسات خاصی انتظار دارند که نتایج را بسیار سریع رویت کنند، همچنین سازمان­ هایی وجود دارد که زمان بسیاری را در انتظار به سرمی­برند تا به عدم موفقیت برنامه یا استراتژی پی ببرند، سیاست­ های ویتنام در بخش نظامی و شهروندی احتمالاً به این دسته تعلق دارد.

در این میان می­توان از بازخوردها یادگیری داشته باشیم، و می­دانیم یادگیری از بازخوردها ظرفیت عملکردی و اثربخشی را بهبود می ­بخشد، و بدون آن محدودیت­ ها، نقاط کور و ضعف ­ها برسایر عوامل تسلط خواهند داشت، بدون یادگیری از نتایج به­ واسطه بازخورد هر سازمانی همانند افراد، به­ گونه اجتناب ­ناپذیری ظرفیت عملکردی خود را ازبین می­برد. با این وجود در بیشتر مؤسسات خدماتی دولتی کارکردهای بازخورد یا وجود ندارد یا مورد شک و تردید است. اگر نتایج با انتظارات مطابقت نداشته باشد، نادیده گرفته شده و نامرتبط تلقی می­شود، و به عنوان انسداد مشتریان، کهنه­ گرایی، واکنشی بودن اموردولتی و بدتر از همه شاهدی دال بر اینکه نیاز به مطالعه مجدد وجود دارد، درنظر گرفته می­شود.

بسیاری از مؤسسات و سازمان­های دولتی همانند غیردولتی ­ها بودجه­ گرا هستند اما تلاشها را در مقایسه با نتایج می­ سنجند. برای عملکرد، نیاز است که بودجه با بیانیه­ ی نتایج مورد انتظار و بازخور سیستماتیک که از نتایج در مورد هزینه و مصارف بدست آمده، موازنه شده باشد. در غیر این صورت تلاش سازمان به سمت غیر عملکردی رفته و در زندان محدودیت­ها، نقاط کور و ضعف ­هایش به جای بهره­مندی از نقاط قوتش خواهند ماند.

  1. آخرین اشتباه مرگبار در مدیریت اداره دولتی ناتوانی در رهاکردن است، این خود به تنهایی در مدت زمان کوتاهی عدم­  عملکرد را تضمین می­کند. تئوری­های سنتی سیاسی که از ارسطو به ارث گذاشته شده اشاره می­کند که وظایف دولت براساس جامعه مدنی بنا نهاده شده است، بنابراین تغییر ناپذیر است: حمایت، عدالت، قانون و نظم.

Capture11

به هرحال وظایفی از مدیریت دولتی نوین چه مؤسسات خدماتی دولتی و غیردولتی مانند صلیب سرخ، بیمارستان، دانشگاه نسبت به آنکه اصل را در ضروریات اساسی جامعه قرار دهند، ماهیت آنها انسانیت است. بنابراین آنها سرنوشت مشترکی را به اشتراک می­گذارند، و پیوستگی آنها بی ­معنی می­شود، بدلیل آنکه نیازهایی که آنها به واسطه آن خودشان را معرفی می­کنند مدت زمانی وجود نخواهد داشت و با ضروری به نظر نمی­رسد.

فرض اصلی مؤسسات خدمات دولتی یا غیردولتی ابدیت و جاودانگی است، و این فرضی نابخردانه است، و منجر به  عدم  ­عملکرد و بی ­نتیجه ماندن سازمان و برنامه ­هایش می­شود. خدمات دولتی که نسبت به حیاتش تفکر و تعمق نداشته باشد به زودی در عملکردش ناتوان خواهد شد، و در منظر اصلی قادر به خلق نتایج بلندمدت نخواهد بود، و موجب توقف ایستایی اهداف، غیرقابل دسترسی می­شود. مدیران خدمات دولتی که خواهان نتایج و عملکرد هستند باید به سازمان و فرآیندهایش توجه داشته باشند، و هرچندسال یکبار باید این پرسش­ها را داشته باشد: اگر کاری که هم­ اکنون انجام میدهیم رو انجام   نمی­دادیم، چه کاری رو تمایل به انجامش داشتیم، دانستن آنچه می­دانیم، و رهسپار شدن به این مهم است. و اگر پاسخ این سؤالات منفی باشد، بهتر آن است، این سؤالات را نپرسید: اجازه دهید مطالعه دیگری داشته باشیم یا بودجه بیشتری صرف کنیم، و جای آن بهتر است، اینگونه سؤال کنیم: چگونه می­توان از این وضعیت خارج شویم، و یا حداقل آنکه چگونه می­توانیم از هدر رفتن تلاش ها، منابع و افراد  جلوگیری کنیم.

اجتنباب از این شش اشتباه مهلک مدیریت اداره عمومی تضمینی برای عملکرد و نتایج برجسته نیست اما از پیش­فرض ­های اصلی برای عملکرد و نتایج مثبت است و بیش­تر مدیران خدمات دولتی یک یا چند اشتباه مهلکی که عنوان شد را مرتکب می­شوند. مدیران خدمات دولتی که به هدف­گذاری و مشخص کردن اولویت ­ها توجه دارند و تمرکزشان بر اهدافشان است، ممکن است محبوب نباشند اما قابل احترام هستند، و به ندرت دچار مشکل خواهند شد و ممکن است به اندازه افرادی که به شهرت درعوض عملکرد توجه دارند محبوبیت سیاسی کسب نکنند اما در نهایت آنهایی افرادی هستند که ما به خاطر می­آوریم.

شاید مهم­تر از ترس بعنوان توصیف گرایشات مدیریت دولتی امروزی، متعهد بودن به سیاست­هایی که نتایج آن عدم­ عملکرد است و ارتباطی با عملکرد ندارد، می­باشد. عدم­ عملکری مؤسسات خدماتی دولتی ممکن است تنها یک نشانه باشد، و علل آن از علت اصلی دور باشد، بحرانی در مفروضات و مبانی که مبتنی بر دستاورد محصولات عصر جدید یا دولت اداری ملی باشد، اما عدم­  عملکرد مؤسسات خدماتی دولتی موجب ضعف دولت شده و خود از عوامل اصلی است، اجتناب از اشتباهات مرگبار اداره امور دولتی ممکن است تنها نشانه­های ضعف دولت­های نوین را تسکین دهد اما مهم آن است که می­دانیم چگونه آن را مدیریت کنیم.

[1] Arezoo_sohrabi@ut.ac.ir

[2] “fat is beautiful,”

 

index6644

 

به اشتراک گذاشتن.

درباره نویسنده

کاندیدای دکتری مدیریت دولتی- خط مشی گذاری و سیاستگذاری دانشگاه تهران، مشاور حوزه سیاستگذاری علم و فناوری، بودجه ریزی و فناوری اطلاعات

کامنت