موانع خط‌مشی‌گذاری به شیوه عقلایی

0

موانع خط‌مشی‌گذاری به شیوه عقلایی

خط‌مشی‌گذاری به شیوه عقلایی دارای موانعی است. مهم‌ترین این موانع عبارتند از:

  •  معمولاً هیچ منفعت اجتماعی وجود ندارد که در مورد آن توافق کلی وجود داشته باشد. به جز منافع افراد و گروه‌های اندکی که در زمینه بسیاری از منافع نیز با هم در تعارض هستند.
  •  منافع و هزینه‌های بی‌شماری را که با هم سازگار نیستند نمی‌توان مورد بررسی قرار داد.
  •  خط‌مشی‌گذاران برای اتخاذ تصمیمات بر مبنای اهداف اجتماعی انگیزه‌ای ندارند، در عوض آن‌ها سعی می‌کنند که پاداش‌های خود یعنی قدرت، موقعیت، انتخاب مجدد و غیره را افزایش دهند و در نظر گیرند.
  •  خط‌مشی‌گذاران جز اینکه به رفع نیازها برای پیشرفت امور بپردازند. انگیزه‌ای برای افزایش نفع خالص اجتماعی ندارند، آن‌ها به تحقق خود برای یافتن «بهترین راه» ادامه نمی‌دهند.
  •  سرمایه‌گذاری عظیم در مورد برنامه‌ها و خط‌مشی‌های کنونی، خط‌مشی‌گذاران را از بازبینی گزینه‌هایی که در جریان تصمیم‌گیری قبلی مورد قبول واقع شده‌اند، باز می‌دارد.
  •  در جریان شناسایی همه خط‌مشی‌های قابل گزینش و پیامدهای آن‌ها، موانع بی‌شماری، نظیر هزینه و زمان برای جمع‌آوری اطلاعات وجود دارد.
  •  توانایی پیش‌بینی در علوم رفتاری و اجتماعی در حدی نیست که خط‌مشی‌گذاران قادر باشند تا همه منافع و هزینه‌های احتمالی حاصل از اجرای هر گزینه را کاملاً درک کنند.
  •  زمانی که ارزش‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دخالت دارند، خط‌مشی‌گذاران حتی به کمک پیشرفته‌ترین تحلیل و روش‌های پردازش رایانه‌ای، قدرت کافی برای محاسبه دقیق هزینه‌ها و منافع را نخواهند داشت.
  •  برای کاهش احتمالی پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی به دلیل عدم قطعیت در مورد نتایج گزینه‌های مختلف خط‌مشی، خط‌مشی‌گذاران مجبورند تا آنجا که ممکن است به خط‌مشی‌های قبلی متکی باشند.
  •  ماهیت تقسیم کار و تخصصی شدن خط‌مشی‌گذاری عمومی در دیوان‌سالاری‌های بزرگ، هماهنگی در فرآیند تصمیم‌گیری را مشکل می‌نماید.

مهم‌ترین انتقاد به مدل عقلایی راهبرت سایمون دانشمند رفتارگرای امریکایی مطرح ساخت. سایمون موانع متعددی را بررسی کرد که تصمیم‌گیرندگان را از رسیدن به وضعیت عقلانیت جامع و “خالص” در تصمیماتشان باز می‌دارد. نخست وجود محدودیت‌های شناختی تصمیم‌گیرندگان در توجه به همه انتخاب‌های ممکن آن‌ها را وادار می‌کند که به شکلی گزینشی به راهکارها توجه کنند. دوم در این مدل فرض بر آن است که تصمیم‌گیرندگان امکان شناخت پیامدهای هر تصمیم را از قبل دارند که در عمل به ندرت اتفاق می‌افتد. سوم هر یک از انتخاب‌های خط‌مشی پیامدهای مطلوب یا نامطلوبی به همراه دارد که در عمل، مقایسه بین آن‌ها را دشوار می‌سازد. نتیجه ارزیابی سایمون از مدل عقلایی این است که تصمیمات عمومی ناظر بر حداکثر کردن منافع با کسر هزینه‌ها نیستند، بلکه تنها رضایت تصمیم‌گیرندگان را با توجه به معیارهای آن‌ها در مورد آن موضوع، تأمین می‌کند.

موانع:

http://tasmim.blogfa.com/post-200.aspx

به اشتراک گذاشتن.

درباره نویسنده

کاندیدای دکتری مدیریت دولتی- خط مشی گذاری و سیاستگذاری دانشگاه تهران، مشاور حوزه سیاستگذاری علم و فناوری، بودجه ریزی و فناوری اطلاعات

کامنت