مفاهیم و نظریه های خط‌مشی گذاری عمومی 4-ویژگی‌های خط‌مشی عمومی

0

نظریه ها و خط‌مشی گذاری عمومی 

بخش چهارم 

ویژگی‌های خط‌مشی عمومی

جهت دانلود مطلب ، کلیک کنید .

ویژگی‌های خط‌مشی عمومی

معمولاً خط‌مشی‌های عمومی ویژگی‌های خاص دارند که آنها را از خط‌مشی‌های خصوصی تفکیک و مجزا می‌نماید. مهم‌ترین این ویژگی‌ها عبارتند از:

  • خط‌مشی عمومی، مسائل و مشکلات عمومی مردم را مورد توجه قرار می‌دهد و به طور بالفعل یا بالقوه تعداد زیادی از مردم را شامل می‌شود در حالی که خط‌مشی خصوصی به اقداماتی اشاره دارد که افراد یا شرکت‌ها برای حل مسائل خودشان انجام می‌دهند.
  • خط‌مشی عمومی توسط مقامات نظام سیاسی از جمله قانونگذاران، هیأت دولت، قضات و یا مقامات عالی اداری مانند بوروکرات‌ها وضع گردیده و اجرا می‌شود. خط‌مشی عمومی، تصمیمات و سیاست‌هایی است که به وسیله مراجع مختلف بخش عمومی مانند مجلس، دولت و قوه قضاییه که نماینده منافع عمومی جامعه هستند اتخاذ می‌شود.
  • ارزش‌ها و هنجارها تعیین‌کننده خط‌مشی‌های عمومی هستند. خط‌مشی‌های عمومی نیز مبین ارزش‌ها و هنجارهای جامعه هستند و آنها را به صورت قانونی در می‌آورند. در حالی که خط‌مشی‌های خصوصی ممکن است به صورت تحصلی اتخاذ گردیده و اجرا شوند و حاوی ارزش‌های حاکم جامعه نبوده و حتی مغایر با آن باشند.
  • خط‌مشی‌های عمومی منافع و مصلحت عام را در نظر دارند و مبین آن هستند. بنا به فرض نظری، حاکمان و کسانی که به موجب قانون اختیار خط‌مشی‌گذاری دارند، می‌توانند مصلحت عامه را تشخیص داده و به نمایندگی از مردم، مدعی آن شوند. در حالی که خط‌مشی‌های خصوصی، منفعت فردی و گروهی خاص را دنبال می‌نمایند تا جایی که ممکن است عدم دستیابی به این هدف، موجب انحلال یا اضمحلال سازمان گردد.
  • تعیین‌کننده حد و مرزها هستند. بنا به ماهیت خط‌مشی‌ها که نوعی برنامه محسوب می‌شوند، یک راه انتخاب شده از میان راه‌های متعدد بوده و حالت «مانع بودن» ایجاد می‌نمایند. خط‌مشی‌ها همچنین برای تخصیص‌دهندگان منابع، تعیین تکلیف کرده و برای مجریان خط و سیر مشخص می‌نمایند. با در نظر گرفتن ویژگی‌های عمومی برنامه یعنی معلوم بودن زمان و هزینه، می‌توان فعالیت‌ها را مورد سنجش و ارزیابی قرار داده و سازمان‌ها به طور مرتب تحت نظارت و کنترل باشند.
  • خط‌مشی‌های عمومی استمرار داشته و در طول زمان جریان دارند. این ویژگی، از تفاوت بین تصمیم و خط‌مشی بدست می‌آید. تصمیم‌ها برای حل مسائل آنی که ممکن است فقط یک بار اتفاق افتاده باشند اتخاذ می‌شوند، اما خط‌مشی‌ها با توجه به انعطاف‌پذیری که در ذات خود دارند و در قید زمان محصور و محدود نشده‌اند، مادام که قانونی باشند جهت‌دهنده بوده و مبنای عمل مجریان و عموم مردم قرار می‌گیرند. البته سرعت تحولات جهانی و تنوع مسائل و پیچیدگی محیط، سخت در کمین خط‌مشی‌ها نشسته است تا آنها را از درجه توانایی و ارزش ساقط نماید. جز اینکه خط‌مشی‌گذاران، خط‌مشی‌ها را معطوف به آینده، منعطف و پویا وضع نمایند. در غیر این صورت خط‌مشی‌ها کارایی خود را از دست می‌دهند و عمر کوتاه آنها، جامعه را با مسأله کم ثباتی خط‌مشی‌ها مواجه خواهد ساخت.
  • اساساً با توجه به ماهیت خط‌مشی‌ها، آنها نوعی آینده‌نگری و پیش‌بینی محسوب می‌شوند. زیرا وجه مستمر بودن خط‌مشی‌ها، مستلزم مطالعه آینده و پیش‌بینی تغییرات احتمالی متغیرهای مؤثر و حتی متغیرهای نو پدیدی است که ممکن است امکان به کارگیری خط‌مشی را با چالش مواجه سازد؛ بنابراین پیش‌بینی‌های صحیح، توجه به زمان، مکان و ظرفیت تغییر و اصلاح در خط‌مشی آن، سبب می‌شود پویایی لازم در خط‌مشی وجود داشته باشد و پاسخگوی نیازهای زمان خود باشد.

ویژگی‌های خط‌مشی خوب

منظور از خوب بودن خط‌مشی، مفید بودن در عمل و سهولت در اجراست.

  • خط‌مشی خوب[1]، ارزش عمومی[2] تولید می‌کند. خط‌مشی باید با تغییر یا تثبیت به افراد و سازمان‌ها منفعت برساند، گرچه ممکن است در ارزش عمومی و مفید بودن آن اختلاف نظر وجود داشته باشد. اما با تجزیه و تحلیل نتایج عمدی و غیرعمدی، تمرکز اصلی روی جنبه‌ها و نتایج عمدی خط‌مشی است.
  • خط‌مشی خوب، به عنوان یک ضرورت دیده می‌شود. تمرکز بر وجه عقلایی گرایی روشن برای خط‌مشی جدید یا تجدیدنظر در خط‌مشی‌های موجود، یکی از گام‌های ضروری خط‌مشی‌گذاری خوب است.
  • خط‌مشی خوب، در ابتدا یک فعالیت ذهنی[3] است. خط‌مشی‌گذاری در ابتدای امر، باید مدل حل مسأله را به صورت ذهنی ایجاد نماید. دستورالعملی که باید تنظیم شود و یا مسأله‌ای که باید با تغییر خط‌مشی حل شود، باید در شروع کار روشن گردیده، جوانب دور و نزدیک سیستم مسأله مورد ملاحظه قرار گیرد.
  • خط‌مشی خوب با اهداف سیستم ظهور پیدا می‌کند و اجرا می‌شود. خط‌مشی وزارتخانه‌ها با اهداف آنها در ارتباط می‌باشد، گرچه ممکن است خط‌مشی‌ها سبب ایجاد وزارتخانه‌ها یا سازمان‌های عمومی شوند. خط‌مشی وسیله‌ای برای تغییر است که در این صورت باید بر روی اهداف دولت و مؤسسات تمرکز پیدا کند.
  • خط‌مشی خوب، دقیق می‌باشد. برای تدوین آنها باید از شواهد و اطلاعات صحیح به عنوان پایه تجزیه و تحلیل استفاده کرد. شواهد و اطلاعات به کار گرفته شده باید کمی و کیفی باشد و تجزیه و تحلیل آنها باید عقلایی، جامع، دقیق و متوازن باشد.
  • خط‌مشی خوب، اخلاقی است. این خط‌مشی‌ها بر احترام و همگرایی کارگزاران دولتی و حسن رابطه آنها تأکید دارند و بر پایه نفع رساندن به مردم و تکریم آنان استحکام می‌یابند.
  • خط‌مشی خوب، شفاف و روشن است. این خط‌مشی‌ها، رابطه‌ای شفاف با سطوح بالاتر و پایین‌تر از خود دارند و به راحتی و به صورت گسترده فهمیده می‌شوند.
  • خط‌مشی خوب، قابل فهمیدن[4] است. شفافیت که از ابعاد اصلی خط‌مشی خوب می‌باشد، به این هدف کمک می‌کند. در بیان خط‌مشی‌ها، باید از جملات طولانی خودداری نموده و تا حد ممکن به وسیله چند عبارت ساده و کوتاه بیان شود، به طوری که پیام به آسانی منتقل شده و توسط مخاطب آن دریافت شود.
  • خط‌مشی برای تغییر و بهبود باز است. خط‌مشی‌ها باید در زمان و مکان مناسب نوشته شده و تمام مستندات آن نگهداری شود و امکان دسترسی به آنها جهت بررسی مجدد، اصلاح و تغییر آسان باشد. خط‌مشی‌هایی که راه و امکان تجدیدنظر و اصلاح را بر خود بسته باشند ممکن است خود، موجد مسائل عمومی جدی گردند؛ بنابراین خط‌مشی خوب ضمن حفظ ثبات نسبی فعالیت‌های سازمان، با تغییرات و شرایط جدید قابل تطبیق است.
  • خط‌مشی خوب، به موقع است. خط‌مشی مؤثر، با سرعت به چالش‌های پیش آمده و تغییرات پاسخ می‌دهد و باعث اتلاف وقت و افزایش هزینه فرصت از دست رفته نمی‌شود.
  • خط‌مشی خوب توانایی تطبیق دادن خود و همچنین انطباق یافتن را دارد. این گونه خط‌مشی‌ها، چالش‌های اجرایی را پیش‌بینی نموده و با تغییرات واقعی محیط عملیاتی تطبیق می‌یابند.

 

 

 

 

 

 

کامنت