نهضت های مدیریتی در بخش دولتی 11-نهضت خدمات عمومی نوین

0

نهضت های مدیریتی در بخش دولتی

بخش یازدهم

نهضت خدمات عمومی نوین

 

مقدمه

در فصول گذشته مشخص شد که مدیریت دولتی یکی از عناصر علم اجتماعی مدرن و اثبات گراست و عقلانیت، کارایی، فردگرایی،  خبرگی، حق انتخاب، تصمیم و علم گرایی ازجمله واژه های متداول در آن هستند که کنترل انسان را نشانه می روند. این واژه ها نوعی کنش عقلایی­ هدفمند را در  نظر دارند که فی نفسه کنترل مد  نظرمدیران را اعمال می کند. با این حال، در طول قرن بیستم، نظریه های مدیریت دولتی حول دوگانگی هایی نظیر سیاست­ اداره، واقعیت­ ارزش، سلسله مراتب­ بوروکراسی نمود پیدا می کردند. دنهارت و دنهارت (2000: 158­159) در نقد این مدل عقلایی اظهار می دارد این مدل سه مشکل دارد: «1) بر دیدگاه محدود و کوته نگرانه  از خرد انسان استوار است، 2) بر فهم ناقصی از کسب دانش متکی است، و 3) نظریه پردازان آن در پیوند کامل نظریه و عمل شکست خوردند». در مدیریت دولتی، بوروکراسی عقلایی وبر در ترکیب با دوگانگی سیاست­ اداره ویلسون این دیدگاه را ترویج کرد که مطالعه صحیح مدیریت دولتی مطالعه این نکته است که چگونه سازمان های دولتی در کارآمدترین حالت کار می کنند؛ یعنی چگونه با کمترین هزینه اهداف معین را محقق می سازند (دنهارت و دنهارت، 2000: 157). بی تردید اداره عمومی سنتی، اداره امور عمومی نوین  و مدیریت دولتی نوین  نتوانستند «اداره دموکراتیک» را در سازمان های دولتی حفظ کنند؛ سازمان هایی که در آن ها شهروندان وکارکنان دولت در فرایندی از مشارکت، گفت وگو و ارتباطات به هم گره می خورند.

اکنون در مدیریت دولتی نوعی انقلاب شکل گرفته است. مدیران دولتی به جای توجه به کنترل بوروکراسی و ارائه خدمات، به نصایحی چون بخش دولتی باید «راهبری (سکان داری) کند نه تصدی گری (پارو زدن)»، مدیران دولتی باید کارآفرینان یک دولت جدید، کوچک و به شدت خصوصی سازی شده باشند، گوش می دهند.

درنتیجه، در ظاهر تغییرات بسیار مثبتی در بخش دولتی اجرا شده است (آزبورن و گیبلر، 1992؛ کتل، 1993؛ لین، 1996). اما آیا به موازاتی که حوزه مدیریت دولتی، ایده تصدی گری (پارو زدن) را کنار گذاشته و مسئولیت راهبری را برعهده گرفته، صرفاً یک «دیدگاه اداری» جای خود را با دیدگاه دیگری عوض کرده است؟ آزبورن و گیبلر (1992: 32) می نویسند: «کسانی که قایق را راهبری می کنند نسبت به کسانی که پارو می زنند، به مراتب بر مقصد آن قدرت بیشتری اعمال می کنند». اگر چنین است، تغییر از «پاروزنی» به «راهبری» نه تنها ممکن است مدیران دولتی را از مدیریت قایق رها نسازد (انتخاب اهداف، جهت ها و ترسیم مسیر حرکت به سمت تحقق آن اهداف و جهت آن ها)، بلکه ممکن است قدرت بیشتری به آن ها برای انجام چنین اموری اعطا کند. در هنگام راهبری، آیا مالکان قایق را باید فراموش کرد؟

 مدیریت دولتی نوین  و مدیریت دولتی سنتی

دردهه گذشته، مدیریت دولتی نوین  (نهضت بازآفرینی و مدیریت گرایی جدید) بی اغراق همه ملل و حتی جهان را درهم نوردیده است. محور مشترک همه این ایده ها، استفاده از سازوکارها و زبان بازار بوده است.

مدیریت دولتی نوین  به طور واضح با پارادایم انتخاب عمومی در مدیریت دولتی پیوند داده می شود. «نظریه انتخاب عمومی» در ساده ترین شکل آن به دولت از منظر بازارها و مشتریان می نگرد. انتخاب عمومی نه تنها نوعی مدل ظریف و تا حدی جالب توجه در پیش می گیرد، بلکه به عنوان نوعی نقشه راه نظری برای تلاش های عملی جهت کوچک سازی دولت و کم هزینه ساختن آن نیز به کار می رود. جان کمنسکای، یکی از معماران مدیریت دولتی نوین ، مدعی است، این نهضت به طور روشن با نهضت انتخاب عمومی پیوند دارد؛ نهضتی که بر این اصل محوری استوار است که «همه نوع رفتار انسان تحت سلطه منفعت طلبی شخصی است»

جرقه های شکل گیری خدمات عمومی نوین

رویکرد جدید به مدیریت دولتی و خدمات عمومی بر اعمال و ارزش های دموکراتیک رهبران و مدیران دولتی متمرکز است.

به گفته توماس (1995) مشارکت عمومی نوین  مستلزم درگیری شهروندان نه فقط طی خط مشی گذاری، بلکه در اجرای خط مشی عمومی است که در آنجا مردم می توانند در نحوه اجرای خط مشی ها درگیر شوند. اکنون شهروندان باید در مدیریت برنامه ها درگیر شوند.

به علاوه در تقابل با رویکرد سنتی، مشارکت عمومی نوین  گستره کمّی شهروندان را طوری بسط می دهد که شهروندان طبقه کم درآمد و همین طور اقلیت ها و گروه های محیطی، سیاسی و اجتماعی را دربر گیرد. درنتیجه، به منظور تحقق رویه های تصمیم گیری دموکراسی قوی به خصوص در قلمرو عمومی، مشارکت اثربخش و گسترده در سراسر مراحل خط مشی عمومی ضروری است. توماس (1995) مدعی است مشارکت عمومیِ طرح ریزی شده و مناسب می تواند اثربخشی مدیران دولتی و تصمیم های اتخاذشده را ارتقا دهد.

 مقایسه مدیریت دولتی سنتی، مدیریت دولتی نوین  و خدمات عمومی نوین

 


مبانی نظری نهضت خدمات عمومی نوین

خدمات عمومی نوین  نیز مانند مدیریت دولتی نوین  و اداره امور سنتی از عناصر متنوعی تشکیل شده است و بسیاری از اندیشمندان و کارگزاران مختلف بیشتر در قالب مباحث مخالف و موافق با یکدیگر ایفای نقش کرده اند. با وجود این به نظر می رسد مجموعه ای از ایده های کلی، این رویکرد را نوعی مدل هنجاری نشان می دهد  و از دیگر مدل ها متمایز می سازد.

در عین حال، به اساسی ترین نظریه های معاصر زیربنای خدمات عمومی به شرح زیر می پردازیم:

  • نظریه های شهروندی دموکراتیک؛
  • مدل های جماعت محوری و جامعه مدنی؛
  • نظریه گفتمان و انسان گرایی سازمانی؛
  • گفتمان پست مدرنیسم.

 

  شهروندی دموکراتیک:

به گفته دنهارت و دنهارت (2007: 27) «دغدغه نسبت به شهروندی و دموکراسی متغیر مهمی در نظریه سیاسی و اجتماعی است. شهروندی را می توان از منظرهای مختلف مورد بررسی قرار داد. در یک نگاه، شهروندی اشاره به حقوق و تعهدات اخلاقی شهروندی دارد که به وسیله سیستم حقوقی (قانونی) تعریف شده است؛ یعنی شهروندی یک جایگاه قانونی دارد». در یک منظر وسیع تر شهروندی به موضوعات بحث انگیز کلی تر در باب ماهیت عضویت یک فرد در یک جماعت سیاسی ازجمله حقوق و مسئولیت های شهروندان، صرف نظر از جایگاه حقوقی آن ها اشاره دارد (توتر، 1993: 3 به نقل از: دنهارت و دنهارت، 2007: 27). در این نگاه، شهروندی به ظرفیت فرد برای تأثیرگذاری بر سیستم سیاسی و درگیری فعالانه در زندگی سیاسی اشاره دارد. دنهارت و دنهارت (2007: 27) معتقدند «علاوه بر دغدغه های تعریفی فوق، راه های متفاوتی برای فهم شهروندی دموکراتیک وجود دارد. عده ای معتقدند که نقش دولت، ارتقای منافع اقتصادی جوامع و افراد درون آن جوامع است. بنابراین حکومت و رابطه شهروندان با آن باید براساس ایده منفعت طلبی شخصی باشد».برخی از صاحب نظران مدعی اند پلورالیزم سیاسی یا آنچه «روح عمومی» نامیده می شود، نقش مهم و حتی اساسی در فرایند حکمرانی دموکراتیک دارد. برای مثال سندل نوعی بدیل (دیدگاه) برای شهروندی دموکراتیک ارائه می دهد که در آن افراد به صورت فعال تر در حکمرانی مشارکت می کنند. در هر حالت، میل روزافزون به احیای شهروندی بر مبنای منافع مدنی و نه منفعت طلبی شخصی وجود دارد. در این دیدگاه، شهروندان نسبت به منفعت عامه دغدغه دارند، فعالانه در فرایند سیاسی درگیر می شوند و مسئولیت مراقبت از هم نوعان خود را بر عهده می گیرند.

به عبارت دیگر، شهروندان کاری را انجام می دهند که از شهروندان در یک دموکراسی انتظار می رود. آن ها نه تنها در ارتقای جامعه، بلکه در رشد خود به عنوان انسان های فعال و مسئول نقش ایفا می کنند.

جماعت محوری و جامعه مدنی

دنهارت و دنهارت (2007: 32) مباحث مربوط به ایجاد جماعت ها و همین طور جامعه مدنی را یکی از خاستگاه های خدمات عمومی نوین  مطرح می کنند. شرایط حاکم بر جامعه امریکا باعث شده است امریکاییان به افرادی منزوی و خوددوست تبدیل شوند و مانند کارگر خط مونتاژی باشند که صرفاً کار خاص خود را انجام می دهند.

به اعتقاد صاحب نظران (ازجمله گراندر، 1991 به نقل از: دنهارت و دنهارت، 2007: 33) جماعت محوری، سطوح متعددی دارد. دوستی همسایه ها تا کار گروهی افراد می تواند ساختار واسطه ای مفیدی بین فرد و جامعه ایجاد کند. به گفته وی رؤیای یک جامعه آزاد وقتی محقق می شود که منافع متعارض در نوعی چهارچوب اهداف غایی مشترک با هم تعامل کنند.

بخش اعظم اظهارنظرها در باب شهروندی و جامعه مدنی بر کاهش نقش مردم در سیاست و دولت متمرکز بوده است. به نظر می رسد مردم از دولت و از فرایند سیاسی دوری گزیده اند و در فضاهای خصوصی خود آرمیده اند. نظرسنجی ها از کاهش اعتماد به دولت ها خبر می دهند.

بخش اعظم اظهارنظرها در باب شهروندی و جامعه مدنی بر کاهش نقش مردم در سیاست و دولت متمرکز بوده است. به نظر می رسد مردم از دولت و از فرایند سیاسی دوری گزیده اند و در فضاهای خصوصی خود آرمیده اند. نظرسنجی ها از کاهش اعتماد به دولت ها خبر می دهند.

دولت نقش مهمی در تشویق جماعت سازی و جامعه مدنی دارد. بسیاری از رهبران سیاسی و مدنی بر اهمیت و پایایی چنین تلاش هایی تأکید کرده اند. رهبران سیاسی در پی آن اند تا شهروندان را به طرق مختلف ازجمله فناوری اطلاعات و ابزارهای متداول تر، در فرایند سیاسی درگیر کنند.

مدیران دولتی چگونه از جماعت ها و جامعه مدنی متأثر می شوند و چگونه بر آن ها تأثیر می گذارند؟ 1) جاهایی که شبکه های قوی تعامل شهروندی و سطوح بالای اعتماد اجتماعی و انسجام میان شهروندان وجود دارد، مدیران دولتی می توانند براساس ذخایر سرمایه اجتماعی، شبکه های قوی تری ایجاد کنند، راه های جدیدی برای گفت وگو و بحث باز کنند و شهروندان را نسبت به مسائل حکمرانی دموکراتیک آموزش دهند، 2) مدیران دولتی می توانند در جماعت سازی و سرمایه اجتماعی نقش ایفا کنند.

انسان گرایی سازمان و اداره امور عمومی نوین

سومین مبنای نظری مهم خدمات عمومی نوین ، اومانیسم سازمانی است. سی سال پیش نظریه پردازان اداره امور عمومی در کنار همکاران خود در دیگر رشته ها به صورت جمعی، رویکردهای سلسله مراتبی سنتی به سازمان اجتماعی را به دلیل خاصیت شخصیت زدایی انسان و محدودیت کننده خلاقیت و نوآوری انسان مورد انتقاد قرار دادند و در نقد از بوروکراسی عمومی به بدیل های جایگزین روی آوردند. این رویکردها به صورت جمعی در پی آن بودند تا سرطان استیلاجویی، فرمانروایی مدیریتی نامنصفانه و کنترل را برطرف کنند و بر نیازها و دغدغه های ذی نفعان درونی و بیرونی متمرکز شوند.اندیشمندانی نظیر دیماک، دال و والدو نقطه متقابل با دیدگاه متداول نظریه اداره امور عمومی را مطرح کردند و صاحب نظرانی نظیر آرجیریس و گلمبیوسکی دیدگاهی را مطرح کردند که در تقابل با دیدگاه متداول مدیریت سازمانی بود. آرجیریس از تأثیر اعمال سنتی مدیریت بر توسعه روانی افراد درون سازمان های پیچیده سخن گفت. به گفته وی اعمال استاندارد مدیریت می تواند مانع توسعه کارکنان شود تا اینکه آن ها را تقویت کند.

در حوزه مدیریت دولتی گلمبیوسکی منادی توسعه سازمان است. وی با نقد نظریه های سنتی سازمان که بر فرمانرانی بالا و پایین، کنترل سلسله مراتبی و رویه های عملیاتی استاندارد تأکید می کنند، راهی برای ارتقای حوزه آزادی عمل کارکنان در سازمان دهی و افزایش آزادی فردی جست وجو کرد. وی به مدیران دولتی پیشنهاد می کرد به جای جو فرار از مسئله، جو حل مسئله در سازمان ایجاد کنند.

همان طور که گفته شد گلمبیوسکی و آرجیریس در قالب نقد مدل انتخاب عمومی، به مقایسه دیدگاه انسان گرایانه تر خود از سازمان با مدل انتخاب عقلایی پرداختند. گلمبیوسکی در ابتدا استدلال کرد که فرض عقلانیت کلاسیک، یک سازه روش شناسانه است که به سادگی واقعیت را انعکاس نمی دهد. افراد همیشه عقلایی عمل نمی کنند، حتی رفتار تقریبی عقلایی از خود نشان نمی دهند.اداره امور عمومی نوین  نیز یکی از پایه های شکل دهی سازمان های اومانیستی تر است. ایده های زیربنایی اداره امور سنتی می تواند یکی از مبانی نظری نهضت خدمات عمومی نوین  باشد. بنیان گذاران این نهضت ضمن انتقاد بر رویکردهای کمّی اثبات گرایی به سمت دانش با طرح رویکردهای کیفی به ارزش هایی نظیر اعتماد، باز بودن و ارتباطات صادقانه تأکید می کردند. این صاحب نظران از اصطلاحی به نام «سازمان دیالکتیکی» یا «مدل عمومی» سخن می گفتند. دنهارت در کتاب در سایه سازمان (1981: xi) از خلق محیط هایی در سازمان های دولتی سخن می گوید که در آن خلاقیت و گفت وگو می تواند رخ دهد، احترام متقابل، نقش مهمی در رشد و توسعه فردی و همین طور تواناسازی گروه ها و سازمان برای مدیریت اثربخش تر و مسئولانه تر پیچیدگی محیطی ایفا می کند.

برای مثال فردریکسون (1980: 46 به نقل از: دنهارت و دنهارت، 2007: 39) در کتاب خود، از عدالت اجتماعی به عنوان مفهوم راهنما در تصمیم گیری اداری و سیاسی بحث می کند. به گفته وی بر عهده خدمتگزاران دولتی است تا معیارها و سنجه های عدالت اجتماعی را تعیین و تأثیر خدمات عمومی بر منزلت و رفاه شهروندان را درک کنند. فردریکسون مدعی است که اداره امور عمومی نوین  بی طرف نیست و یقیناً نباید براساس معیار کارایی صرف قضاوت شود؛ بلکه مفاهیمی نظیر برابری، عدالت و حساسیت نشان دادن نسبت به شهروندان باید مد  نظر قرار گیرند.

پست مدرنیسم

دنهارت و دنهارت (2007: 39) معتقدند چهارمین ریشه نظری مهم خدمات عمومی نوین ، پست مدرنیسم است.

نظریه پردازان اداره امور عمومی پست مدرن به نقد کانون تمرکز اداره امور عمومی، یعنی عقلانیت گرایی (به خصوص نظریه انتخاب عمومی بازارمحور) و خبرگی تکنوکراتیک می پردازند. به گفته فاکس و میلر (1995: 70­71) در بوروکراسی، جهان کنش اجتماعی، جای خود را به جهان کنش سازماندهی شده به صورت عقلایی داده  است. تبعیت از روال های تجویزی توسط سلسله مراتب بر روابط همدلانه با دیگران برتری یافته است. در ارتباطات انحصاری تک کانالی، فرصتی برای مشارکت در تعریف مسئله و تعیین راه حل آن وجود ندارد. در مقابل، نظریه پردازان پست مدرن اداره امور عمومی به آرمان «گفتمان» پایبند هستند، ایده های مسائل عمومی بیشتر از طریق گفتمان حل می شود نه از طریق سنجه های عینی یا تحلیلی عقلایی (مک اسوایت، 1997: 377). آرمان گفتمان صادقانه، مدیران دولتی و شهروندان را طرفین گفتمان می داند نه افراد منفعت طلب عقلایی صرف؛ طرفینی که با یکدیگر به عنوان موجودات بشری در تعامل اند. فرایند مذاکره و اجماع سازی یکی از نتایج این گفتمان است که با تعامل افراد با یکدیگر همه جنبه های شخصیت انسان ازجمله جنبه های تجربی، شهودی و عاطفی و نه صرفاً بعد عقلایی آن را دربر می گیرد. اما این تغییر بسیار دشوار مستلزم آن است که ما درک کنیم: 1) چگونه عمل بدون اتکا به فرد میسر است، 2)چگونه با دگراندیشی کنار بیاییم. مک اسوایت گام عملی زیر را ارائه می دهد: باز کردن فرد در برابر دیگران. بدیل این است «گوش دادن» به دیگران تا دیگران را دریابی.

جهت دانلود این مقاله کلیک کنید 

تهیه کننده:سیده هدی شمس

 

منبع:

نهضت های مدیریتی در بخش دولتی

گذشته ،حال و آینده

دکتر حسن دانایی فرد

 

به اشتراک گذاشتن.

درباره نویسنده

کامنت