نهضت های مدیریتی در بخش دولتی 15- نهضت مدیریت ارزش عمومی(بخش دوم)

0

 

نهضت های مدیریتی در بخش دولتی

بخش پانزدهم

 نهضت مدیریت ارزش عمومی – (بخش دوم)

 

 

فهم تفاوت های مدیریت ارزش عمومی با سه نهضت پیشین

در حوزه علوم اجتماعی به طور اعم و مدیریت دولتی به طور اخص، جدید بودن محض مورد تردید است؛ زیرا در این حوزه ها، جدیدها در پیوند با گذشته ها، عنوان جدید به خود می گیرند.

پارایم های مدیریت
اداره امور سنتی مدیریت دولتی نوین مدیریت ارزش عمومی
اهداف کلیدی نهاده ها را به صورت سیاسی فراهم می کند، خدمات از طریق نظارت بوروکراتیک پایش می شود مدیریت، نهاده ها و ستاده ها را به طریقی که صرفه جویی و حساسیت نسبت به مصرف کنندگان را تضمین می کند، فراهم می کند. هدف کلان، تحقق ارزش عمومی است که به نوبه ی خود متضمن اثربخشی بیشتر در حل مسائلی است که مرم بیشتر نگران آن ها هستند ،دامنه ی آن از ارائه خدمات تا نگهداری سیستم امتداد دارد.
نقش مدیران تضمین رعایت قواعد و رویه های مناسب کمک به تعریف و تحقق اهداف عملیاتی عملکرد توافق شده ایفای نفش فعا ل در راهبری شبکه های بررسی، ارائه و نگهداری ظرفیت سیستم

 

تعریف منفعت عامه به وسیله سیاستمداران یا خبرگان و کمتر از طریق دیدگاه مردمی تعیین می شود. تجمیع ترجیحات فردی، در عمل از طریق سیاستمداران یا مدیران ارشد مشخص  و از طریق شواهد گزینه ی انتخابی مشتری حمایت می شود. ترجیحات افراد و مردم از طریق نوعی فرآیند پیچیده ی تعاملی که مستلزم تامل سنجیده درباره ی نهاد ها و هزینه های فرصت است، تعریف می شود.
رویکرد به اصول اخلاقی خدمات عمومی بخش عمومی خدمات را به صورت انحضاری در اختیار دارد و همه ی محورهای عمومی را در سیطرعه دارد تردید نسبت به توان بخش عمومی (منجر به ناکارآمدی و امپراتورسازی می شود) ؛ همراهی مدیران برای ارائه خدمات مشتری موردتاکید است. هیچ بخش واحدی انحصار خدمات عمومی را ندارد، حفظ روابط از طریق ارزش های مشترک به صورت امری اساسی تصور می شود.
سیستم ترجحی برای ارائه خدمات سازمان سلسله مراتبی یا حرفه ی خودتنظیمی بخش خصوصی یا سایر طرف های ارائه خدمات عمومی مجموعه ای از بدیل  های منتخب براساس میزان عملی بودن و رویکرد بازاندیشانه به ساز و کارهای مداخله برای تحقق ستاده ها
نقش فرآیند دموکراتیک پاسخ گویی را ارائه می دهد: رقابت بین رهبران منتخب نوعی پاسخ گویی بزرگ گسترده را فراهم می کند اهداف را محقق می سازد؛ به تدوین اهداف، بازبینی عملیات  و آزادسازی مدیران منجر می شود. گفت و گو را شکل می دهد: فرآیند مستمر تبادل دمکراتیک امری اساسی است
ماخذ : استوکر ، 2006

 

مقایسه مدیریت دولتی نوین و مدیریت ارزش عمومی
مدیریت دولتی نوین مدیریت ارزش عمومی
مشخصه ی اصلی دولت فرابوروکراتیک یا دولت رقابتی دولت فرارقابتی
کانون تمرکز غالب نتایج روابط
اهداف مدیریتی تحقق اهداف عملیاتی مورد توافق تحقق اهداف چندگانه از جمله واکنش نسبت به ترجیحات شهروندان/کاربران ، نوآفرینی اعتماد از طریق کیفیت خدمات، راهبری شبکه ای
تعریف منفعت عامه تجمیع ترجیحات افراد ابراز ترجیحات جمعی
هدف عملکرد مدیریت داده ها و ستاده ها برای تضمین صرفه جویی و حساسیت نشان دادن به مشتریان اهداف چندگانه ای دنبال می شود که عبارتند از ارائه خدمات، رضایت مندی، ره آورد، اعتماد و مشروعیت
مدل غالب پاسخگویی پاسخ گویی به مافوق ها از طریق قراردادهای عملکرد؛ رو به پایین نسبت به مشتریان از طریق

ساز و کاریا بازار

سیستم ای پاسخگویی چندگانه شامل شهروندان به عنوان ناظران دولت، مشتریان به عنوان کاربران و مودیان مالی به عنوان تامین کنندگان
تصمیم مناسب ارائه خدمات بخش خصوصی یا موسسه دولتی ه اهداف آن دقیقا تعریف شده است معجونی از راهکارهای ارائه خدمات
ماخذ :  افلین ، 2007

 

با توجه به این دو مقایسه، می توان محورهای تطبیقی را در قالب محورهای سه گانه زیر مورد بحث قرار داد.

 

 

  1. کارایی، پاسخ گویی و عدالت در سه نهضت

جدول زیر مدیریت چالش های کارایی،پاسخ گویی و عدالت را در سه نهضت نشان می دهد:

مدیریت چالش های کارایی ، پاسخ گویی و عدالت در سه نهضت مدیریتی در بخش دولتی
کارایی پاسخ گویی عدالت
اداره امور سنتی تقسیم وظایف و تبعیت کارکنان از رویه ها راهبری و اعمال نظارت از جانب رهبران منتخب در انتخابات رقابتی برخورد یکسان با موردهای یکسان
مدیریت دولتی نوین انجام وظایف عملکردی که سازمان تشویق می شود انجام دهد تدوین اهداف توسط سیاستمداران و پاسخ گو نگه داشتن مدیران برای ارائه خدمات ارائه چارچوبی از پاسخ گویی به کاربران و تدوین اهدافی برای تحقق تا دسترسی منصفانه ای به خدمات محقق شود
مدیریت ارزش عمومی بازبینی مستمر تطابق فعالیت با اهداف تدوین اهداف براساس مذاکره و نظارت ایجاد ظرفیت فردی طوری که حقوق و مسئولیت ها مشخص شوند
ماخذ : استوکر ، 2006

 

 

2.معما هایی فراروی سه نهضت مدیریتی

برخی از صاحب نظران (استوکر، 2006) مدعی اند که مدیریت ارزش عمومی نوش داروی جدیدی نیست که همه مسائل دولت ها در مسیر اثربخش تر ساختن مداخله هایشان از طریق خدمات عمومی در جامعه را حل کند؛ بلکه هدف آن است که ماهیت سبک مدیریت متناسب با ظهور حکمرانی شبکه ای، واضح و شفاف شود.

هر نهضت مدیریتی درون یک معما قرار گرفته است. معما اشعار به نوعی تناقص در روایت (نهضت مدیریتی) دارد؛ این معما، مأخذ خلق تنش خلاقانه  ای است که نتیجه تجربه عملی مدیران در آن نهضت یا ره آورد تأملات انتزاعی تری است که می تواند به پیشرفت هایی در الگوهای تفکر منجر شود (رودز، 2007: 35­37)

در بستر تصمیم گیری عمومی در دموکراسی ها، همه شکل های مدیریت در تنش خلاقانه ای قرار دارند که منشأ آن، داده های تزریقی از جهان سیاست یا دموکراسی هستند.

هم در اداره امور عمومی سنتی و هم مدیریت دولتی جدید، توازی بین دموکراسی و مدیریت، خاستگاه بالقوه خطای مدیریتی و مأخذ ایجاد مسائل مهم برای مدیران دولتی است. در نگاه اداره امور سنتی، معما بر این نکته استوار است که سیاستمداران خارج از بوروکراسی نمی توانند کنترل واقعی را اعمال کنند. از طرف دیگر، این دغدغه وجود دارد که مداخله سیاسی شدید، ظرفیت بوروکراسی برای ارائه خدمت را مخدوش سازد. معمای فراروی اداره امور سنتی این است که چگونه مدیریت و دموکراسی را در جای خاص خود حفظ کند. راه حل، توازن آن است؛ یعنی معاهدات و قوانینی تدوین شود که نقش سیاستمداران و مدیران را دقیقاً مشخص کنند تا بتوان در زمان نزاع کاری، به هر دو طرف مراجعه نمود.

معمای کلیدی فراروی مدیریت دولتی جدید آن است که آیا فضای سیاست در مدیریت دولتی را کنار گذارد یا خیر.

مدیریت دولتی جدید بر نوعی موازنه استوار است که کارایی (تحقق یک ارزش فرض شده برای پول در خدمات عمومی) را به عنوان هدف غایی مد  نظر قرار می دهد. مدیریت پادشاه است و سیاست در حاشیه قرار دارد.

پارادایم مدیریت ارزش عمومی به عنوان بخشی از حکمرانی شبکه ای مدعی است که دموکراسی و مدیریت اثربخش شریک هم هستند. سیاست و مدیریت دست در دست هم دارند. این نهضت در تصمیم گیری مدیریتی و اجرای آن، بر دیدگاه ذی نفعان متعددی استوار است؛ بنابراین بر سیستمی از گفت وگو و مبادله متناسب با حکمرانی شبکه ای استوار است.

معمای فراروی مدیریت ارزش عمومی در مدیریت دموکراسی مدیران نهفته است. چنین مدیریتی می تواند سیاستمداران و شهروندان را در حاشیه ها قرار دهد. مشروعیت دموکراسی درخواست شهروندان است؛ ولی ماهیت مدیریت چندان آن را برنمی تاباند

خلاصه آنکه مدیریت ارزش عمومی، پارادایم جدیدی ارائه می دهد و روایت متفاوتی از اصلاحات مدیریتی در بخش دولتی پیشنهاد می دهد. قوت آن در تعریف مجدد شیوه های برخورد با چالش های کارایی، پاسخ گویی و عدالت و در توانایی آن برای ایجاد فضای انگیزشی بدون اتکای صرف بر قواعد یا مشوق ها برای اصلاح خدمات عمومی نهفته است.

3.عرضه خدمات در سه نهضت مدیریتی

نهضت بزرگ اصلاحات در بخش عمومی، یعنی مدیریت دولتی جدید، اصلاحیه نسبتاً مفیدی نسبت به مدل سنتی اداره امور عمومی ارائه کرد. اما به نظر می رسد این نهضت متعلق به 17 یا 18 سال قبل است؛ از این رو اکنون سؤال این است که جایگزین آن چه می تواند باشد. اندیشمندان انگلیسی عمدتاً و اندیشمندان سایر کشورها به خصوص امریکای شمالی، از اصطلاحات یا نهضت هایی سخن به میان می آورند که هسته مرکزی آن ها «همکاری بین سازمان ها برای تحقق نتایج» است (آلفورد و هیوز، 2007: 130). این همکاری بین سازمانی در اصطلاحاتی نظیر «حکمرانی شبکه ای»، «دولت همکاری مبتنی بر اعتماد متقابل»، «شراکت های عمومی­ خصوصی» و در بخش دولتی انگلیس، با عنوان «دولت یکپارچه» متجلی می شود که پولیت و بوخارت (2011: 35) آن را چنین تعریف می کنند: «میل به تحقق اندیشه و عمل هماهنگ به صورت افقی و عمودی که شهروندان را قادر می سازد به خدمات یکپارچه به جای خدمات پاره پاره دسترسی پیدا کنند».

جایگزین عمده ای که چهار اصطلاح قبلی را در خود جای می دهد «مدیریت ارزش عمومی» است که رویکرد آن مبتنی بر ره آورد است نه نتایج. پارادایمی که به گفته استوکر (2006: 42)، دستیابی به ارزش عمومی هدف اصلی آن است. تحقق ارزش عمومی متکی به اقداماتی است که از دامنه وسیعی از سازوکارهای مداخله ای دولت منتج می شود و عمدتا بر ایجاد و نگهداری شبکه های تدارک و تهیه خدمات استوار است.

 

 

جوانب اصلی بحث انگیز نظریه ارزش عمومی

1.تحلیل ارزش عمومی در مدیریت ارزش عمومی

بنینگتون (2007: 7) از ارزش عمومی به دو طریق بحث می کند: نخست اینکه مردم به چه چیزی ارزش قائل اند؟ دوم آنکه ارزش، چه چیزی به فضای عمومی می افزاید؟

در پاسخ به سؤال نخست باید این گونه گفت که اکنون مجموعه ای از اندیشمندان دموکراتیک اجتماعی از تغییر جهت از مدل های تولید کننده دولت و خدمات عمومی به مدل های مصرف کننده دولت و خدمت عمومی صحبت می کنند. این تغییر جهت، تعدادی سؤال به هم مرتبط را مطرح می کند؛ یعنی از نظر قضاوت در باب ارزش، چه تفاوت هایی بین محصولات و خدمات وجود دارد؟ در خصوص خدمات، ارزش آن به قضاوت ذهنی درباره یک رابطه متکی است نه ارزشیابی عینی از یک محصول. چه تفاوت هایی بین خدمات خصوصی و خدمات عمومی وجود دارد؟ در خدمات خصوصی، واحد تحلیل غالبا یک مصرف کننده است؛ در حالی که در دومی گاهی یک گروه یا جماعتی از یک جامعه یا کلیت جامعه است.  در پاسخ به سؤال دوم که چگونه ایده «مردم به چه چیزی ارزش قائل اند» با «آنچه مردم نیاز دارند، خواهان آن اند یا تمایل به آن دارند»، متفاوت است، باید گفت که درواقع بیشترین بخش بحث در حوزه خدمات عمومی متداول (سنتی و مدیریت دولتی جدید) بر ارباب رجوع یا رضایت مندی عمومی استوار است؛ اما به منظور ایجاد سنجه های استوارتری از ارزش عمومی ممکن است درخواست از مردم برای ایجاد نوعی تعادل بین مآخذ رضایت مندی رقیب ضروری باشد. به گفته صاحب نظران (کلی و همکاران، 2002) آنچه برای مردم ارزش دارد، فقط وقتی معنی دار است که با پرسش از اینکه چه چیزی مایل اند در مبادله با آن بدهند، پیوند بخورد. در نهایت، از معنای ارزش عمومی در مواردی پرسش می شود که خدمات عمومی صبغه تنظیمی دارد (بنینگتون، 2007: 235) و این پرسش نیز ازجمله موضوعات بحث انگیز مدیریت ارزش عمومی است.

2.ارزش عمومی و فضای عمومی در مدیریت ارزش عمومی

این بُعد، وزنه معادل بخش نخست تعریف (مردم به چه چیزی ارزش قائل اند) است که توجه را نه فقط بر منافع فردی، بلکه بر منفعت عامه و نه فقط بر نیازهای کاربران فعلی، بلکه بر خیر عمومی بلند  مدت تر ازجمله نیازهای نسل های آتی معطوف می دارد.

بر این اساس سؤال های دیگری مطرح می شود که در پیوند با هم قرار می گیرند. نخست اینکه فضای عمومی چیست؟ فضای عمومی را می توان شبکه ای از  ارزش ها، مکان ها، سازمان ها، قواعد، دانش و دیگر منابع فرهنگی دانست که در تعهدات و رفتارهای روزانه مردم در تعامل با دولت و نهادهای عمومی متداول و مشترک است.

دوم آنکه عامه (مردم) چیست؟ این نکته قابل بحث است که عامه مشخص و معین نیست، بلکه ساخته می شود؛ به عبارت دیگر عامه به صورت مستمر خلق و ساخته می شود. بخشی از نقش دولت، پیشتازی در شکل دهی و واکنش نسبت به ایده ها و تجربه عامه است.

ارزش عمومی مفهومی ضرورتاً بحث انگیز است و مانند ارزش فرهنگی یا هنری غالباً از طریق فرایند مستمر گفت وگو ایجاد می شود. این فرایند شبیه فرایند گفت وگوی دموکراتیک است که هابرماس به عنوان بخشی از فرایند خلق و حفظ فضای عمومی ترسیم می کند.

3.معنای ارزش در مدیریت ارزش عمومی

اقتصاددانان کلاسیک بین 1) ارزش مبادله (که تجلی قیمت آن در بازار آزاد است)، 2) ارزش نیروی کار (که تجلی حجم تلاش انسانی مستتر در تولید است) و 3) ارزش استفاده (که نشان می دهد چگونه یک قلم برای یک شخص یا یک موقعیت مفید است) تفاوت قائل اند.

ارزش عمومی به ما اجازه می دهد فراتر از ملاحظات اقتصادهای بازار، عوامل اجتماعی و سیاسی را نیز مد نظر قرار دهیم؛ بنابراین مجموعه ای از ارزش ها به این شرح مورد توجه قرار می گیرند: ­ ارزش اقتصادی: افزودن ارزش به فضای عمومی از طریق تولید فعالیت اقتصادی و اشتغال.

­ ارزش اجتماعی و فرهنگی: افزودن ارزش به فضای عمومی از طریق ایفای نقش در سرمایه اجتماعی، انسجام اجتماعی، روابط اجتماعی، معنای اجتماعی و هویت فرهنگی، رفاه فردی و اجتماعی. ­ ارزش سیاسی: افزودن ارزش به فضای عمومی از طریق تحریک و پشتیبانی از گفت وگوی دموکراتیک و

مشارکت عمومی فعال و درگیری شهروندان.­ ارزش اکولوژیک: افزودن ارزش به فضای عمومی از طریق ارتقای مستمر توسعه پایدار و کاهش آسیب های عمومی نظیر آلودگی، ضایعات، گرمی جهانی

4.خالقان ارزش عمومی در مدیریت ارزش عمومی

رزش عمومی صرفاً به وسیله بخش دولتی تولید نمی شود. بخش خصوصی، سازمان های داوطلبانه و سازمان های اجتماعی غیررسمی و همین طور دولت ها می توانند ره آوردهای ارزش عمومی را تولید کنند. یکی از نقش های بالقوه دولت، بهره برداری از قدرت ها و منابع همه این سه بخش (دولت، بازار و جامعه مدنی) برای تحقق اهداف ارزش عمومی است.

5.چگونگی خلق ارزش عمومی در مدیریت ارزش عمومی

ارزش عمومی به روش های متعددی خلق می شود. انواع فعالیت های بخش خدمات عمومی، ارزش های مختلفی در پی دارد. برای مثال، فرایند خلق ارزش در خدمات تولید انبوه، نظیر روشنایی خیابان، تعمیرات مسکن یا آب و فاضلاب با خدمات تولیدی در مقیاس کوچک، نظیر بهداشت، مراقبت از کودکان یا خدمات پلیسی بسیار متفاوت است.در برخی موارد باید ابتدا ماهیت فرایند تولید مشخص شود و آنگاه باید اندیشید که از چه روش هایی ارزش عمومی می تواند در مراحل مختلف زنجیره ارزش خلق شود. در حوزه های دیگر، دولت باید کار را ازگروهی از مردم آغاز کند که خود را در بحث و تعریف چگونگی مشارکت و کسب منفعت از خلق ارزش عمومی درگیر کرده اند.

 

 

6.مکان خلق ارزش عمومی در مدیریت ارزش عمومی

عرصه اصلی خلق ارزش عمومی غالباً در پشتیبانی سازمان های خدمات عمومی است؛ جایی که بیشترین تعامل مستقیم بین متولیان خدمات عمومی، شهروندان و جوامع محلی وجود دارد. افزودن ارزش عمومی از طریق آموزش، بهداشت و مراقبت های اجتماعی و خدمات پلیسی متکی بر ذکاوت، قابلیت ها و تعهد کارکنان صفی است که در کلاس های درس ، بیمارستان ها و محله های شهری و روستایی دیده می شوند.

7.اندازه گیری ارزش عمومی در مدیریت ارزش عمومی

ارزیابی ارزش، جنبه های رضایت مندی عمومی را دربر می گیرد، اما فراتر از آن نیز می رود؛ زیرا ره آوردهای ارزش عمومی در قالب ارزش اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و اکولوژیک ارزش را به فضای عمومی می افزایند. بنابراین ره آوردهای ارزش عمومی ممکن است شامل عواملی شود که به سادگی در پیمایش های رضایت مندی عمومی جا نمی گیرد.

بنابراین ره آورد های ارزش عمومی ، پیچیده و محل بحث است.و به طور مستمر مستلزم توازی نه تنها بین «خوب ها» و «بدها»، بلکه بین اولویت های رقیب است. با وجود این، مفهوم ارزش عمومی با تمرکز بر فرایندهایی که از آن طریق ارزش خلق می شود یا با همکاری دیگران ایجاد می شود به مآخذ تولید و دریافت کننده ارزش کمک می کند.بنابراین ارزش عمومی می تواند نه تنها به عنوان یک ابزار مفهومی برای طرح ریزی راهبردی، بلکه به عنوان ابزاری ابتکاری برای تحریک بحث بین منافع و نگاه های رقیب و برای ایجاد گفت وگو درباره نحوه بهبود خدمات، درباره برندگان و زیان دیدگان در باب منافع و هزینه نسبی استفاده شود.

8.افق زمانی و مدیریت ارزش عمومی

ارزش عمومی به علت تمرکز بر ره آوردها، توجه خود را بر دوره زمانی میان مدت و بلند مدت استوار می سازد و براساس آن، اندازه گیری می کند. برای مثال، کیفیت بالای آموزش ابتدایی می تواند اثرات بلند مدتی در بروز و ظهور الهام ها و توفیقاتی داشته باشد که تنها در یک دوره پنج تا ده ساله ظاهر می شود یا درحقیقت وقتی دانش آموزان به ادامه تحصیل می پردازند، ظهور کند.

پیوند حکمرانی شبکه ای و مدیریت ارزش عمومی

در عین حال دولت ها خود به تنهایی نمی توانند ارزش عمومی خلق کنند؛ بلکه ارزش عمومی متکی به شبکه گسترده تری از سازمان ها، نقش آفرینان و شرکا و به طور خاص انواع جدیدی از تعامل با جامعه مدنی است.

خط مشی گذاران و مدیران دولتی غالباً باید در مرزهای بین حکومت، بازار و جامعه مدنی کار کنند تا خدمات عمومی را بهبود دهند و ارزش عمومی خلق کنند. در عین حال، ذکر این نکته اهمیت دارد که فضاهای سه گانه از نظر مقررات و هماهنگی از هم متفاوت اند و درگیری با جامعه مدنی به طور خاص، چالش های بسیار جدیدی برای دولت و افراد درگیر در توسعه رهبری عمومی ایجاد می کند.

حکومت بیشتر از طریق اعتراض شهروندان (برای مثال از طریق رأی گیری و فعالیت گروه فشار) و بازار خصوصی از طریق «گزینه انتخابی» مصرف کننده (برای مثال با عادت کردن به مصرف کالاها و خدمات یک عرضه کننده) و جامعه مدنی از طریق وفاداری و اعتماد، بازخورد دریافت می کنند. به طور خلاصه، حکومت از طریق سلسله مراتب و بازار خصوصی از طریق رقابت ، و جامعه مدنی از طریق شبکه ها هماهنگ می شوند.

در جدول زیر برخی از این تفاوت ها ارائه شده اند.

مقایسه حکومت ، بازار و جامعه مدنی
فضا شکل اصلی مقررات شکل اصلی هماهنگی
حکومت اعتراض فرمان و سلسله مراتب های کنترل
بازار خروج شبکه های همکاری مبتی بر اعتماد متقابل
جامعه مدنی وفاداری
ماخذ: بنینگتون، 2007

جهت دانلود این مقاله کلیک کنید 

تهیه کننده:سیده هدی شمس

منبع:

نهضت های مدیریتی در بخش دولتی

گذشته ،حال و آینده

دکتر حسن دانایی فرد

 

به اشتراک گذاشتن.

درباره نویسنده

کامنت