نهضت های مدیریتی در بخش دولتی 6 -نهضت اداره امور عمومی نوین

0

نهضت های مدیریتی در بخش دولتی

بخش ششم : نهضت اداره امور عمومی نوین

 

  • زمینه های شکل گیری

ریشه های اداره امور عمومی به کنفرانس 1968 مینووبروک در دانشگاه سیراکیوز برمی گردد که با حضور دانشمندان جوان رشته های علوم اجتماعی برگزار شد. هدف غایی این کنفرانس آن بود که مدیریت دولتی در عمل بتواند نافع و پاسخ گو باشد. اوضاع حاکم در آن زمان شاهد رخدادهای خاصی نظیر شورش های اجتماعی در قالب کشمکش های اخلاقی در شهرهای امریکا، دعواها و نزاع ها در دانشگاه ها و دانشکده ها، جنگ ویتنام و تبعات آن در جامعه امریکا بود. این رخدادهای همراه با حس نارضایتی اندیشه ورزان درباره وضعیت فعلی رشته مدیریت دولتی به خصوص تمرکز آن بر کارایی و اقتصاد، باعث نوعی خیزش کیفی در این رشته شد که اداره امور عمومی نام گرفت. کنفرانس مینووبروک هر بیست سال (1968، 1988 و 2008) یک بار برگزار می شود.

به طور کلی از ابتدای شکل گیری اداره امور عمومی جدید تاکنون سه کنفرانس در سال های 1968، 1988 و 2008 برگزار شده است که در ادامه به بحث درباره آن ها می پردازیم.

 کنفرانس مینووبروک1 (1968): ورود به «اداره امور عمومی جدید»

دهه 1960، دهه ناآرامی برای امریکا بود. پس لرزه های جنگ ویتنام، یعنی پیروز نشدن در آن جنگ و اتهام دروغ گویی به دولت از یک طرف، و جنبش ها و شورش های شهری و دانشجویی از طرف دیگر، برخوردهای سازمان های دولتی به خصوص پلیس با مردم، نگرانی و ناامیدی دانشجویان، تردید درباره علم اداره مورد نظر اندیشمندان علوم سیاسی و مدیریت دولتی، زمینه ساز نوعی تحول فکری در رشته مدیریت دولتی شد. دوایت والدو، صاحب کرسی آلبرت شویتزر در دانشکده مکسول دانشگاه سیراکیوز، کنفرانسی را ترتیب داد که کنفرانس مینووبروک1 نام گرفت. والدو به همراه سه استاد جوان به نام های جورج فردریکسون، فرانک مارینی و ویلیام لمبرایت این کنفرانس را برپا کردند.

مقاله های این کنفرانس در کتابی با عنوان به طرف اداره امور عمومی جدید: نگاه مینووبروک به ویراستاری فرانک مارینی منتشر شد.

 

مینووبروک 2 (1988):

انتقاد از تأثیرات «اداره امور عمومی جدید»فضای حاکم بر سال های منتهی به 1988 متفاوت از فضای سال های منتهی به 1968 (برگزاری نخستین کنفرانس مینووبروک) بود. فضای حاکم اجتماعی و سیاسی در جهتی متفاوت از آنچه مینووبروک1 مطلوب می دانست، حرکت می کرد. حمایت از راه حل های بازارمحور در کنار کاهش مقررات و واگذاری امور به بخش خصوصی آشکار شده بود و تصور عمومی از کارکنان دولت این بود که آن ها از کار بیگانه اند، نتیجه گرا نیستند و در انجام کارهای خود کوتاهی می کنند.

در چنین فضایی، جورج فردریکسون، یکی از بانیان اصلی کنفرانس مینووبروک دارای کرسی ادوین او. استنه در دانشگاه کانزاس، مینووبروک2 را برگزار کرد.

این کنفرانس ویژگی هایی داشت، از جمله: فنی تر بود؛ فراگیرتر بود؛ نگاه عدالت اجتماعی، جنسیت و سن را دربر می گرفت؛ به بهره وری و سنجش عملکرد اهمیت می داد و پیوند بیشتری با جریان اصلی علوم اجتماعی و نگاه اثباتی یا سایمونی برقرار می کرد (فردریکسون، 1989؛ مایر، 1989).

به طور کلی، این کنفرانس در ایجاد دستور کاری که از قِبَلِ آن رشته بتواند به نحوی راهبردی چالش های فراروی مدیریت در بخش دولتی را مدیریت کند، ناکام ماند. (اولری و همکاران، 2010).

مینووبروک 3 (2008): «آینده اداره امور عمومی، مدیریت دولتی و خدمات عمومی در سراسر جهان»

در این دوره نسبت به بازه زمانی منتهی به 1968، ارتقای آکادمیک و استخدام علمی در دانشگاه ها دقیق تر شد و حجم انتشارات بیشتر گشت، ولی ایده ها، نظریه ها و مدل های جامع تر کمتری ارائه شد

کنفرانس سوم را رزماری اولری در دانشکده مکسول برگزار کرد. شرایط حاکم بر این کنفرانس شبیه کنفرانس نخست بود. انتخاب بوش، تروریسم، حملات یازدهم سپتامبر، جنگ در عراق و افغانستان، طوفان کاترینا، اثر اینترنت و رکود اقتصادی جدید ازجمله طوفان های مشابه سال های 1968 از مسائل قابل بحث بودند.

به طور کلی آینده از منظر شرکت کنندگان کنفرانس سوم در رویکرد جهانی تر به اندیشیدن درباره نهادها و کار مدیران دولتی نهفته است. همچنین رد شیوه های قدیمی تفکر درباره ساختار، شکل و قدرت درون سازمان ها، پیچیدگی مسائل فراروی مدیران دولتی، تقویت فناوری برای همکاری مبتنی بر اعتماد میان دانش پژوهان،اندیشه ورزان و مناطق جهان، از دیگر مسائل و فرصت های فراروی مدیریت دولتی مطرح شدند.

مضامین و ارزش ها در اداره امور عمومی جدید

به طور کلی ادبیات اداره امور عمومی جدید بر چهار مضمون تأکید کرده است: نافعیت، ارزش ها، عدالت و تغییر.

حامیان اداره امور عمومی جدید بر مبانی هنجاری و ارزشی تکیه داشتند. ارزش های اولیه حوزه (صرفه جویی، کارایی، اثربخشی، حساسیت نشان دادن نسبت به مقامات منتخب، مسئولیت) غلط نبودند؛ آن ها ضروری بودند، اما کافی نبودند. دیگر ارزش های مهم عبارت بودند از: «حساسیت نشان دادن نسبت به شهروندان،مشارکت کارکنان و شهروندان در تصمیم گیری، توزیع عادلانه خدمات عمومی و ایجاد حق انتخاب برای شهروندان و مسئولیت اداری در قبال اثربخشی برنامه های عمومی».

نهضت اداره امور عمومی جدید و بازآفرینی دولت

از نظر مدیریت و سازمان، بازآفرینی دولت اداره امور عمومی جدید را شبیه سازی می کند. هر دو نهضت، محرکه ای خاص برای ضرورت تغییر ارائه دادند. هر دو به حساسیت نشان دادن به شهروندان متعهدند، ولی با راه های متفاوت.

تفاوت این دو نهضت در آن است که اداره امور عمومی جدید، صبغه نهادی و سیاسی بیشتری دارد؛ در حالی که بازآفرینی دولت کمتر بر نهادها تمرکز دارد و در پی کنار گذاشتن موضوعات  بحث  برانگیز سیاسی است. موضوعات بحث  برانگیز  عقلانیت، شناخت شناسی و روش شناسی به طور خاص برای نهضت بازآفرینی دولت بااهمیت نیستند؛ در حالی که برای نهضت اداره امور عمومی جدید مهم شمرده می شوند. به طور کلی نهضت بازآفرینی دولت ارزش های فردگرایانه، ایجاد مشوق ها، استفاده از رقابت و بازار به عنوان مدل دولت را ارتقا می دهد. اداره امور عمومی جدید بیشتر دغدغه اداره انسان گرایانه و دموکراتیک دارد، به نهادسازی و شایستگی حرفه ای می پردازد و به طور مستقیم با سیاست، دادخواهی و انصاف (با عنوان کلی عدالت اجتماعی) سروکار دارد.

بنا بر این به طور خلاصه می توان گفت ،سرآغاز شکل گیری نهضت اداره امور عمومی جدید کنفرانسی بود که در سال 1968 در مرکز کنفرانس مینووبروک دانشگاه سیراکیوز برگزار شد. در این کنفرانس گروهی از اندیشمندان جوان در حوزه مدیریت دولتی کنار هم گرد آمدند تا نارضایتی خود را نسبت به وضعیت موجود رشته مدیریت دولتی اعلام کرده، رویکردهای جدیدی را جست وجو کنند که در پی خلق نگاه جدیدی به مدیریت دولتی باشد.

به گفته شفریتز (1985) نهضت اداره امور عمومی جدید، اندیشمندان درون حوزه مدیریت دولتی را تشویق کرد تا نقش اثرگذارتری نه تنها از طریق جست وجو برای کارایی، بلکه از طریق حساسیت نشان دادن نسبت به نیروهای تغییر، نیازهای ارباب رجوع و مسائل عدالت اجتماعی در ارائه خدمات در پیش بگیرند. به علاوه، اداره امور عمومی جدید نه تنها خواستار تغییرات چشمگیر در رویه های معمول و ره آوردهای خط مشی های عمومی شد، بلکه خط مشی محور بود؛ یعنی نقش هنجاری و اثرگذار مدیران دولتی در خط مشی عمومی را برمی تاباند.

محمل ارائه ایده های اصلی مورد بحث در کنفرانس مینووبروک را می توان در کتاب به سوی اداره امور عمومی جدید ویراسته فرانک مارینی (1971) دانست که در آن نه مقاله برتر را که حامل مهم ترین مضامین تحلیلی در کنفرانس بودند، دربر می گرفت

به طور خلاصه، نهضت اداره امور عمومی جدید سازمان های دولتی را به کاهش زجرها و دردهای اقتصادی، اجتماعی و روانی و ارتقای فرصت های زندگی برای افراد درون و برون سازمان فرا خواند (ملزم کرد). برای تحقق این اهداف آن ها تعهد اداره امور عمومی وبری به حرفه گرایی، سلسله مراتبی و مدیریت بی طرف نسبت به ارزش ها را به چالش کشیدند. بنابراین برای ایجاد نوعی تعهد هنجاری به ارزش های دموکراتیک، مدعی بودند که دوگانگی ها نظیر سیاست­ اداره و واقعیت­ ارزش صرفاً افسانه اند؛ زیرا اداره به عنوان موجودی انسانی، نمی تواند عاری از ارزش باشد و مدیران باید خط مشی ها را بسازند. افزون بر این، آن ها استدلال می کردند که انتخاب کارایی به عنوان یک ارزش مانع توجه به دیگر ارزش ها نظیر عدالت و مشارکت می شود. درنهایت، آن ها از مشارکت بیشتر ارباب رجوع در عملیات سازمان دولتی و همین طور کارکنان سازمان در تصمیم گیری حمایت می کردند.

جهت دانلود این مقاله کلیک کنید 

تهیه کننده:سیده هدی شمس

به اشتراک گذاشتن.

درباره نویسنده

کامنت