نهضت های مدیریتی در بخش دولتی 9-نهضت مدیریت دولتی نوین( بخش سوم)

0

نهضت های مدیریتی در بخش دولتی

بخش نهم : نهضت مدیریت دولتی نوین- بخش سوم

 

 

ره آوردهای مدیریت دولتی نوین

  • اعطای حق انتخاب به شهروندان (مصرف کنندگان)
  • ارتقای مدیریت نیروی انسانی
  • کاهش هزینه های سرمایه ای و جاری
  • ارتقای کیفیت خدمات
  • کسب در آمد
  • ارتقای کیفیت خدمات
  • بوروکراسی زدایی

 

جدید بودن مدیریت دولتی نوین

محبوبیت مدیریت دولتی نوین  در امریکای شمالی و در سراسر جهان (از جمله در ایران) در حال افزایش است و بسیاری از دولت ها، ایده ها و توصیه های اجرایی آن را در پیش گرفته اند و بدان طریق بر اجرای مستمر این راهبرد پافشاری می کنند.با وجود این آیا مدیریت دولتی نوین  آموزه ای جدید در مدیریت دولتی است یا گونه دیگری از مفاهیم و ایده های کهنه است؟ بی تردید افزایش تأثیر ایده ها و شیوه های جدید حوزه مدیریت دولتی به درون علم اداری امری اساسی و طبیعی است. ازاین رو، مدیریت دولتی نوین  درحقیقت برخی از محورهای جدید تفکر و نوآوری را دربر دارد. به علاوه بر ابزارها، فنون، دانش و مهارت های مدیریتی مقبول استوار است که می تواند برای تبدیل ایده ها و خط مشی ها به برنامه های اجرایی موفق، استفاده شود.

مدیریت دولتی نوین  به عنوان یک پارادایم

برای تعیین اینکه آیا مدیریت دولتی نوین  یک پارادایم است یا خیر و اگر پارادایم است به چه طریقی با پارادایم بوروکراتیک متفاوت است، استدلال هایی به این شرح ارائه می دهند:

اصل نخست مدیریت دولتی نوین ، مدیریت گرایی است که پولیت (1993: 2­3) این گونه آن را تعریف می کند: «افزایش مستمر در کارایی؛استفاده از فناوری های پیشرفته؛ ساماندهی نیروی کار به سمت وسوی بهره وری؛اجرای روشن نقش مدیریت حرفه ای؛اعطای حق مدیریت به مدیران برای اعمال مدیریت».

اصل دوم مدیریت دولتی نوین ، بر کنترل غیرمستقیم به جای اعمال اختیار مستقیم استوار است.

ویژگی های اصل دوم مدیریت دولتی نوین  به شرح زیر است:

  • بهبودهای مستمر در کیفیت؛
  • تأکید بر واگذاری و تفویض؛
  • نظام های اطلاعاتی مناسب؛
  • تأکید بر قرارداد و بازارها؛● اندازه گیری عملکرد؛
  • افزایش تأکید بر حسابرسی ها و بازرسی ها.

دین و اصل مدیریت دولتی نوین  تقریباً متمایز از هم هستند. اصل نخست، اصل تیلوریسم است که بر اقتباس فنون مهندسی تولید صنعتی در بخش دولتی استوار است. این اصل ناقض بوروکراسی نیست، بلکه مکمل آن است. اصل دوم بر برتری هماهنگی از طریق بازار متکی است

ماهیت اداره امور سنتی

به منظور مقایسه بین اداره امور عمومی سنتی و مدیریت دولتی نوین  اجازه دهید به طور مختصر نقاط اصلی پارادایم پیشین را ­ که «اداره سنتی امور عمومی» نامیده اند ­ یادآوری کنیم. اداره امور عمومی سنتی به طور تنگاتنگی به مدل بوروکراتیک ماکس وبر نسبت داده می شود

چرا مدیریت دولتی نوین  آمد؟

درحقیقت اداره امور سنتی دچار نوعی بحران شد و باید شاهد فروکش کردن آن بحران می بودیم. چون حوزه های اداره امور عمومی و مدیریت دولتی نوین  کاربردی اند، عناصر بحران، صرفاً از مسائل مفهومی منتج نمی شوند؛ بلکه از عمل نیز ناشی می شوند. نخست، انبوهی طبیعی از ناهنجاری ها و مسائل حل نشدنی فراروی اداره امور عمومی سنتی وجود داشت. از طرف دیگر اقتصاددانان نوعی چالش ذهنی را نیز مطرح کردند. درنهایت، ترکیبی از عوامل نظیر بحران مالی و ایدئولوژی های مبتنی بر بازار نیز در دولت های معاصر اداره امور سنتی آن زمان وجود داشت.

آیا مدیریت دولتی نوین  جایگزین اداره امور سنتی شده است؟

تفاوت های اداره امور عمومی (سنتی) و مدیریت دولتی (جدید) از جنبه های زیر قابل تأمل است:

  • اداره امور عمومی ایده هایی از مدیریت بازرگانی به عاریه گرفت؛
  • هم اداره امور عمومی و هم مدیریت دولتی نوین از نظر قصور در ارائه نظریه و انجام پژوهش های بنیادی نقد شده اند. نه رویکرد آن دو، دارای دیدگاهی منسجم و برانگیزاننده از کلیت حوزه است و نه در هر دو، انباشت دانش معتنابهی وجود دارد.
  • اداره امور عمومی سنتی و مدیریت دولتی نوین با پدیده ای مشابه مواجه هستند؛ ولی به روش هایی متفاوت با آن برخورد می کنند.
  • اداره امور عمومی سنتی و مدیریت دولتی نوین با پدیده ای مشابه مواجه هستند؛ ولی به روش هایی متفاوت با آن برخورد می کنند.

 

با این توصیف، اگر بخش های هر دو پارادایم چندان متفاوت نیستند، آیا تفاوتی در سطح عمومی و کلی آن ها وجود دارد؟

در مجموع می توان گفت، مدیریت دولتی نوین  به این دلیل انتخاب شده است تا بر جنبه های متفاوت مدیریت دولتی تأکید کند و ارزش های متفاوتی را ارتقا دهد و دانش عملی بیشتری نسبت به اداره امور عمومی برای اندیشه ورزان ایجاد کند. موضع مخالف اصلی بین دو پارادایم در سطح متافیزیکی است؛ در سطح سخنورانه یا لفاظی گونه، مدیریت دولتی نوین  شیوه برتری برای انجام امور ارائه می دهد که نسبتاً مورد احترام افراد است. اگرچه دو پارادایم از آن جهت که نگاه های متفاوتی به موضوع مطالعه دارند رقیب هم هستند؛ ولی هرکدام مستعد یادگیری از یکدیگرند، و دگراندیشی (توجه به دیگری) را از دست نمی دهند.

 

مدیریت دولتی نوین  و شیوه اصلاح بخش دولتی

به اعتقاد حامیان مدیریت دولتی نوین  برای تحقق تغییرات مطلوب، سازمان های دولتی باید نوعی فرایند توسعه سازمانی چندسویه را در پیش گیرند که شامل موارد زیر است:

تنظیم و تدوین بیانیه مأموریت تغییر سازمانی که شامل افزایش اثربخشی سازمانی در سطح خرد (کیفیت بهتر در خدمات، ارزش بیشتر برای پول و هزینه های کمتر) و تقویت نحوه تصمیم گیری سازمانی است؛

روشن ساختن تأثیر احتمالی مستقیم و غیر مستقیم آن تغییرات بر سازمان؛

تدوین طرح اجرا برای تغییر سازمانی پیشنهادی؛ طرحی که متکی بر شناخت فراگیر از واکنش های احتمالی افراد متولی اجرای تغییرات یا کسانی است که از تغییرات متأثر می شوند؛

اجرای راهبرد ها و تاکتیک های تغییر سازمانی که کل سازمان یا بخش منسجمی از آن را دربر می گیرد؛

نظارت و پایش تأثیر و موفقیت راهبرد ها و تاکتیک های اجرایی تغییر سازمانی طوری که مشخص شود آیا انجام اصلاحاتی در آن ها ضروری است یا خیر و اگر ضروری است در چه زمانی.

به طور کلی تغییرات سازمانی مطلوب از طریق تغییر ساختار، فرهنگ و رویه های سازمان های دولتی و همین طور تحول در مدیران و کارکنان محقق می شوند.

جهت دانلود این مقاله کلیک کنید 

تهیه کننده:سیده هدی شمس

 

 

منبع:

نهضت های مدیریتی در بخش دولتی

گذشته ،حال و آینده

دکتر حسن دانایی فرد

به اشتراک گذاشتن.

درباره نویسنده

کامنت